الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

272

الغدير ( فارسى )

شما خواهم بود . - ياران حسين چنان استوار ايستادند كه گويى كوههاى بلند بودند و در نثار جان همچون سيل روان مىخروشيدند . - شيران دلاورى كه بيشه‌هاشان جولانگاه مرگ بود و استراحتگاهشان نشيمنگاه پشت اسبان تندرو . - بزرگوارانى كه بذل جان مىكردند و پيكانهاى تيز دشمنان نيز آماجگاه تيرهاشان بود . - شيرانى كه از تيغهاى برّاق چنگال داشتند و بسان ابرهاى باران‌زا سيل خون جارى ساختند . - آنگاه كه در روزگار حادثه‌اى بزرگ و ناگوار روى مىداد ، وجودشان بر دشمنان خيلى گران مىآمد . - اينان خروشيدند و حمله بردند و اندوه دل از حسين زدودند ، و با عزمى بلندتر از ستارهء سماك به جهاد برخاستند . - صف نيزه‌هاى بلند اين مردان زره‌دار همچون كوچه‌ها نمودار بود و شمشيرهاى آبدار اين پهلوانان همه آماده به كار . - و چنان جانبازى كردند كه ضربت تيغها و نيزه‌هاشان دشمنان را از پاى درمىآورد و دلاورىشان گويى كوههاى بلند را متلاشى مىساخت . - شمشيرهاى آبدارشان در بين تيغهاى ديگر پهلوانان نظير نداشت و نيزه‌هاشان در شكافتن سينهء دشمنان هولناك بود . - گرد و غبار ميدان كارزار همچون ابر آسمان ، درخشش تيغها همانند آذرخش و سيل خون بر زمين جارى بود . - ياران حسين كه اطراف آن بزرگوار حلقه زده بودند ، به شيربچگانى مىمانستند كه گرد شير فراهم آمده باشند . - جانهاى گرامى خود را در كف اخلاص نهادند و آمادهء جانبازى شدند ، و هركس كه از جان خود مضايقه كند ، خوار و ذليل خواهد شد .