الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
254
الغدير ( فارسى )
99 - كرامتها و خوارق عادت عيدروسى مىنويسد : شيخ علوى بن شيخ محمّد بن على از آيات بزرگ الهى بود و از امثال و نوادرى كه از او ديده شده ، يكى اين است كه او شقى را از سعيد بازمىشناخت و به اذن خداى تعالى زنده مىكرد و مىميراند . همچنين به چيزى مىگفت : باش ، و او به اذن خدا مىشد . او را كرامات متعدد بىنظيرى بود كه از كسى جز او برنمىآمد . « 1 » 100 - عجايب و غرايب عيد روسى نوشته است : بدانيد كه كرامات اوليا حق است و دلايل عقلى و نقلى بر آن در دست داريم ، اما شواهد نقلى همان است كه در قرآن كريم و از پيغمبر نقل شده و آن سرگذشت مريم و جريح و ديگران است كه پيغمبر نبودهاند و به دست آنها آن كرامات واقع شده است . روايت شده است كه ابو بكر صديق ، رضى اللّه عنه ، به هنگام مرگ به زنش كه حامله بود ، گفت كه دخترى خواهى زاييد ، و او زاييد . از عمر فاروق ، رضى اللّه عنه ، قصهء مشهور « ساريه » « 2 » را نقل كردهاند . از عثمان ذو النورين ، رضى اللّه عنه ، نقل كردهاند كه از چشمچرانى مردى كه نزد او آمده بود ، خبر داد . از مرتضى ، رضى اللّه عنه ، نقل كردهاند كه امر كرد تا دست غلام سياهى كه بريده شده بود ، به حال اول برگردد و برگشت . اما كراماتى كه از اولياى خداى تعالى نقل كردهاند ، جدا زياد است ، از آن جمله گفتهاند كه بعضى اوليا به كوه مىگفتند : حركت كن و كوه حركت مىكرد ، و مىگفتند : آرام گير ، كوه ثابت مىماند . همچنين ذو النون مصرى به سرير گفته بود : خانهء خدا را طواف كن و او فورا طواف
--> ( 1 ) . النور السافر 313 . ( 2 ) . وى سارية بن زنيم است كه شرح حالش را در اعلام زركلى : 3 / 69 مىتوان از نظر گذراند . ( و )