الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

240

الغدير ( فارسى )

79 - حضرمى نحو را با اجازه مىآموزد ابن عماد حنبلى مىنويسد : شيخ اسماعيل حضرمى ( م 678 ) كراماتى داشت . مطرى گفته است : كرامات شيخ به حد تواتر نزديك است ، از جمله اينكه به ابن معطى در خواب گفتند كه نزد فقيه اسماعيل حضرمى برود و از او نحو فرابگيرد . چون از خواب بيدار شد ، خيلى تعجب كرد ، زيرا حضرمى نحو خوب نمىدانست . با خود گفت : ناگزير بايد اطاعت كنم . ازاين‌رو ، نزد او رفتم و در حضور او جمعى فقه مىخواندند . به مجرد اينكه مرا ديد ، گفت : ترا به كتابهاى نحو اجازه دادم ، و او كه مطالعه‌اى در آن كتابها نداشت ، همهء آنها را يكباره بدون استاد فهميد . « 1 » علم را از دهان بزرگان يا از اجازات دريابيد . ما چقدر شنيده‌ايم كه با مذاكره و تمرين علم مىآموزند ، ليكن آيا شنيده‌ايد كه علم را با اجازه يا با تلقين يك كلمه بياموزند ؟ و آيا چنين كرامتى را از پيغمبران شنيده‌ايد ؟ يا اينكه اين فضيلتى است كه فقط به حضرمى اختصاص دارد و ديگران از چنين فضيلتى بىبهره‌اند ؟ حتى پيغمبر بنا به روايتى به عمر بن خطاب كه از نزديكان وى بود ، با اجازه چيزى را نياموخته است و به او مىگفت كه معنى « كلاله » « 2 » را نمىدانى و به دخترش حفصه مىگفت : پدرت آن را نمىداند . به همين ترتيب ، صدها مجهول وجود داشت كه در خلافت نتوانسته بود با اجازه يا اشراف يا مذاكره همهء آنها را فرابگيرد ، با آنكه پس از فروريختن عرض خلافت پس از پيغمبر به همهء اين علوم نياز شديد بود و هيچ‌كدام از علم پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله دور و مخفى نبود ، و همهء امت بدان احتياج داشتند و هيچ‌كدام اينها مانند نحو نبود كه بدان ستون اسلام و قضاوت و فتوا پايدار نماند . بر اينها اضافه كن برادرش خليفهء اول را كه چقدر مجهولات داشت و چه مايه از معارف دين و احكام شريعت بر وى پوشيده بود . كاش باب آموزش با اجازه از روزگار پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مفتوح بود ، تا از اين طريق حتى سومين خليفه ، عثمان

--> ( 1 ) . شذرات الذهب : 5 / 361 . ( 2 ) . كلاله : كسى كه نه فرزند دارد نه پدر . در هرحال ، كلاله يا پدرىاند يا مادرى . ر ك : فرهنگ فارسى معين : 3 / 3019 ؛ فرهنگ علوم ، دكتر سجادى 441 . ( و )