الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

219

الغدير ( فارسى )

در سكوت و نگفتن لعن هيچ خطرى نيست ، پس لعن نكردن بهتر است . « 1 » اكنون اى خوانندهء بزرگوار ، ملاحظه كن كه اين اباطيل كه در لابلاى احياء العلوم راه يافته ، آيا از نظر پيغمبر بزرگوار ما صلّى اللّه عليه و آله مىتواند نيكو شمرده شود ؟ و آيا دفاعى كه اين مرد از شيطان رجيم يا از يزيد سركش كرده كه كردارش چشم آل اللّه عليهما السّلام و صالحان امت محمّد صلّى اللّه عليه و آله را دربارهء پارهء جگر آن بزرگوار تا ابد اشكبار ساخته ، مىتواند پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را مسرور كند ؟ آيا مسلمانى وارسته كه با خاندان پليد اموى در تضادّ است و از فقه اسلام و تاريخ امت اسلامى مطّلع است و به اهداف شوم بنىاميه واقف است و از جنايات يزيد تبهكار و طغيانگر آگاهى دارد و نيك مىداند كه او چه سخنان زشت و ناپسندى بر زبان رانده و به چه فحشا و منكرى در عالم اسلام دامن آلوده و چه جرايم سنگين و اعمال ننگينى را مرتكب شده است ، حق دارد كه از چنين جانى سركشى بسان اين صوفىنماى ياوه‌گوى بىخبر از علوم و معارف دينى دفاع كند ؟ گويا اين مرد نمىفهمد چه مىگويد و از پايان و عاقبت آنچه دستهايش به نگارش درآورده ، هيچ پروايى ندارد . خداى تعالى در روز رستخيز حساب همهء اينها را از او خواهد كشيد و خدا چه نيكوداور دادگرى است ، و پيغمبر بزرگوار و وصى راستين او و سبط شهيدش نيز در روز حساب به هنگام محاكمهء يزيد ميگسار و تبهكار با او به خصومت برخواهند خاست و مىدانيم كه هركس سنگى را دوست داشته باشد ، خدا در محشر او را با آن محشور خواهد كرد . آرى ، اين مرد در قيامت به سزاى كردار و گفتار و حمايت خود از آنان خواهد رسيد . بالاخره من ندانستم كه اگر حدى را كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله دربارهء افترازننده مقرر داشته ، حق است - و مسلما هرچه آن حضرت به كار بسته ، حق است - چرا دربارهء ابن حرازم اجرا نشده و شفاعت ابو بكر از اجراى آن جلوگيرى كرده ؟ در حالى كه اجراى حدود ، شفاعت‌بردار نيست و هرگاه ابو الحسن استحقاق نداشت ، پس چرا

--> ( 1 ) . احياء علوم الدين : 3 / 121 .