الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
212
الغدير ( فارسى )
درك نمىكند ، هوس مىنمايد و از او آن خطاب مىشنود كه موسى عليه السّلام از او شنيد : انا اللّه ربّ العالمين . من نمىدانم كه سرانجام ، همين موسى عليه السّلام كه شريك خطاب ابو حامد بوده ، آيا در ديدار خدا هم با او شريك بوده يا نه . شايد اين گويندهء هذيان ، نفس خود را مربى پيامبر خدا موسى عليه السّلام فرض كرده كه از جانب پروردگار پيغمبر اولو العزم بود ، و به اين سخن پروردگار مورد خطاب واقع گرديد كه : « اى موسى هرگز مرا نخواهى ديد » . آرى ، اين سالك مجاهد بافنده ، چنين بافندگى مىكند . 63 - دست غزالى در دست سرور پيمبران امام زاهد شيخ شمس الدين ابو عبد اللّه محمّد بن محمّد جلالى نسائى شافعى مىگويد : در يكى از كتابهاى شيخ امام مسعود طرازى خواندم : امام ابو حامد غزالى وصيت كرده بود كه شيخ ابو بكر نسّاج طوسى ، شاگرد شيخ امام ابو القاسم كرسانى او را پس از مردن به خاك بسپارد . هنگامى كه او ابو حامد را به خاك سپرد و از قبر خارج شد ، رنگ رخسارهاش سخت متغير شده بود . علت را از او پرسيدند و او چيزى نگفت . او را آنقدر به خدا سوگند دادند كه مجبور شد و گفت : او را كه در قبر گذاشتم ، از روبروى قبله ، دست راستى مشاهده كردم كه بيرون آمد و از هاتفى شنيدم كه مىگفت : دست محمّد غزالى را در دست سرور پيمبران ، محمّد مصطفى عربى قرار بده . آن دست را در دست او قرار دادم و بيرون آمدم و اين است حال من كه مىبينيد . « 1 » در واقع غزالى مىدانست كه اين نسّاج در سرمه كشيدن بر چشم او كه داستانش گذشت ، حقوق واجبى بر او دارد ؛ بنابراين ، وصيت كرده كه همو كه از آغاز به دست او هدايت يافته ، تا به انجام هدايتش را ادامه دهد ، و مىدانست كه او در پرداختن خرافات بافندهء بىنظيرى است . من گمان مىكنم اين دست غزالى كه در دست پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله قرار گرفته ، آن دستى نباشد كه كتاب احياء را كه آكنده از اباطيل و گمراهيهاست و ديگر كتابهاى او را كه امثال قصهء رؤيت و سرمه را دربرگرفته ، نوشته است .
--> ( 1 ) . مفتاح السعادة : 2 / 207 .