الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

183

الغدير ( فارسى )

41 - آتش‌سوزى و غرق شدن و كرامت احمد ابن جوزى به نقل از فاطمه دختر احمد روايت مىكند كه او گفت : در خانهء برادرم صالح بودم كه تازه با قبيلهء مياسير وصلت كرده بود و آنها جهيزيه‌اى در حدود چهار هزار دينار براى او فرستاده بودند كه همهء آنها آتش گرفت و سوخت . صالح مىگفت : من از اينكه دارايىام از دست رفت ، غمگين نيستم ؛ فقط از سوختن لباسى كه مال پدرم بود و پدرم در آن نماز مىخواند ، اندوهگين هستم ، چرا كه با آن نماز مىخواندم و بدان تبرّك مىجستم . فاطمه مىگويد : بلافاصله آتش خاموش شد . داخل خانه كه شدند ، ديدند آن لباس سالم مانده و هرچه اطراف آن بود ، سوخته است . « 1 » ابن جوزى مىنويسد : از طريق قاضى القضاة على بن حسين زينبى ، داستان اين آتش‌سوزى ، به همان ترتيب نقل شده ، ليكن نوشته است كه تمام اشياء خانه سوخته بود و فقط نامه‌اى كه خط احمد در آن بود ، سالم مانده بود . همو گويد : وقتى كه به سال 554 ه سيلى در بغداد آمد ، تمام كتابهاى مرا آب برد و فقط يك جلد سالم ماند كه در آن دو برگ به خط امام احمد نوشته شده بود . ذهبى در ذيل العبر هنگام ذكر وقايع سال 725 ، و نيز يافعى در مرآة الجنان مىنويسند : از جمله نشانه‌ها ، آنكه مقبرهء امام احمد بن حنبل غرق شد ، مگر اتاقى كه ضريح او در آن بود ، چه آب به ارتفاع يك ذراع داخل آن شد و به اذن خدا متوقف گرديد و بورياها كه غبار اطراف قبر بر آن بود ، باقى ماند . اين مسئله نزد ما صحيح است و سيل ، چوبهاى بزرگ و مارهاى عجيب و غريب را مىكشيد . « 2 » در راستى اين كرامت ، كافى است كه بدانيم امروز هيچ اثرى از اين مرقد معظّم بر جاى نمانده است و سيل آن را نابود كرده و نقش آن را از ميان برده است ، گويى اصلا چنين چيزى نبوده است و فردا نيز از ديروز رفته سخن به ميان مىآيد .

--> ( 1 ) . مناقب احمد 297 . ( 2 ) . شذرات الذهب : 6 / 66 ؛ صلح الاخوان ، خالدى 98 ؛ مرآة الجنان : 4 / 273 .