الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

169

الغدير ( فارسى )

چقدر با لطافت و ريزه‌كارى به باطل دعوت مىكند ! خدا به آن جنى بركت بدهد كه علمش به اين درجه رسيده كه او عدم خلق قرآن را پذيرفته است . ما خدا را بر بطلان آن عقيدهء سخيف سپاس مىگوييم و تا امروز كسى پيدا نشده كه به اين عقيده تمايل پيدا كند و آن را بپذيرد . 32 - سر احمد خزاعى سخن مىگويد خطيب و ابن جوزى به اسنادشان از ابراهيم بن اسماعيل بن خلف روايت كرده‌اند كه وى گفته است : احمد بن نصر خلّى هنگامى كه به قتل رسيد و به دارش آويختند ، به من گفتند كه سرش قرآن مىخواند . من رفتم و نزديك شدم . مأموران و سواران در اطراف وى از او پاسدارى مىكردند . وقتى كه كاملا خيره شدم ، ديدم سر احمد اين آيه را مىخواند : الم ، أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ « 1 » : « الم ، آيا مردم گمان كرده‌اند كه چون بگويند : ما ايمان آورده‌ايم ، رها مىشوند و آزموده نمىشوند ؟ » ، آنگاه موى بر اندامم راست شد . از احمد بن كامل قاضى از پدرش روايت شده كه گفت : پس از آنكه احمد بن نصر را دار زدند و سر او را بر پل آويختند ، كسانى مأمور نگهبانى آن بودند . نگهبان او روايت كرده كه شبها او را ديده است كه سرش به سوى قبله متوجه مىشود و با زبان روانى سورهء يس را مىخواند . نگهبانى كه چنين اظهار كرده بود ، مورد تعقيب قرار گرفت و از بيم جان فرار كرد . خلف بن سالم روايت مىكند : احمد بن نصر كه كشته شد ، و به او گفتند : اى ابو محمد ، آيا شنيده‌اى كه مردم دربارهء او چه مىگويند ؟ گفت : چه مىگويند ؟ گفت : مىگويند كه سر احمد بن نصر قرآن مىخواند . او گفت : سر يحيى بن زكريا هم قرآن مىخواند . « 2 » خطيب و ابن جوزى را نبايد در نقل اين روايت خنده‌آور ملامت كرد ، چرا كه گمان ندارم آنها اين را بپذيرند ، اما بايد دانست اين راويان وقتى در برابر واقعهء قرآن خواندن

--> ( 1 ) . عنكبوت 29 / 1 ، 2 . ( 2 ) . تاريخ بغداد : 5 / 179 ؛ صفة الصفوة : 2 / 205 .