الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

163

الغدير ( فارسى )

سوار كرده بود ، آورد ، پسرى را با موى مجعد و كوتاه كه دندان درآورده و هنوز نافش بريده نشده بود . « 1 » گفتن محال ، محال نيست ، اما تقوا يا حيا انسان را منع مىكند كه چيزى را كه خارج از قلمرو عقل است ، بر زبان بياورد . آيا بر راوى اين خبر هيچ مسأله‌اى نيست كه شكم يك زن آنقدر وسعت داشته باشد كه يك پسر چهارساله را در خود جاى دهد و آنگاه دندانهايش درآمده و موى هم درآورده باشد و سوار گردن آن مرد هم بشود ؟ فرض كنيد كه شكم او هم آن گنجايش را داشته باشد ، آيا بنيهء اندام انسان مىتواند آن را تحمل كند ؟ اين مستلزم آن است كه بيش از زنان عادى شكم او برآمده باشد ، و آيا مادر آن پسر ، همين وضع را داشت ، يا اينكه او مثل زنان آبستن عادى بود و اين يك كرامت ديگرى براى او محسوب مىشود ؟ منزه است آن خدايى كه به اين زن مسكين آنقدر مهلت داد كه استخوانهايش نشكسته و رگهايش قطع و پوست بدنش شكافته نشده است و خداى سبحان در زمان گذشته هرچه خواسته انجام داده است . خدا مالك بن دينار را رحمت كند كه هرگاه براى اين زن بيچاره دعا نمىكرد ، جنين او در شكمش ، چهل سال ، يا تا آنگاه كه خدا خواهد ، مىماند ! اكنون اين سؤال مطرح است كه آيا اين نوزاد ، نخست در بطن مادر دختر بود و سپس با دعاى ابن دينار پسر گرديده است ؟ و يا اينكه پسر بوده و اين دعا تأثيرى در آن نداشته است ؟ در حالى كه اين خداست كه هركس را بخواهد ، دختر مىدهد و هركه را خواهد پسر . آيا اين قطعيت دارد كه در همان ساعت خلقت ، مولود تبديل شده يا اينكه ديگر مجالى براى اين كار نبوده و همان دختر يا پسر قبلى بوده است و ديگر دعاى ابن دينار كه : « هرگاه دختر است ، خدايا او را پسر گردان » ، محلى از اعراب نداشت و آيا اين دعاى مستجاب برطبق گفتهء او : « به درستى كه تو هرچه را بخواهى ، محو مىكنى و هرچه را خواهى پديد مىآورى » بود ؟ اين بر خداوند دشوار نيست و او از كارى كه مىكند ، بازخواست نمىشود و بر هرچيزى تواناست .

--> ( 1 ) . السنن الكبرى : 7 / 443 .