الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
157
الغدير ( فارسى )
اجلش را تمديد نمايد تا كسى را تربيت كند كه به كشتن ريحانهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و هلاكت خاندانش اقدام كند . كاش مىدانستم اين چه كسى است كه سعد يا لبيبه يا نقلكنندهء اين قصه را خبر كرده است ؟ و از كجا تاريخ اجل خود را مىدانست ؟ « اجلى كه چون فرا رسد ، نه ساعتى پيش مىافتد و نه تأخير مىكند » « 1 » ، و همچنين « هيچ نفسى جز به اذن خداوند نمىميرد و هنگام آن نوشته شده است » . « 2 » پس چگونه خدا بيست سال اجل او را به بركت آن دعا به تأخير مىاندازد ؟ آيا چنين علمى در بشر عادى مثل سعد و لبيبه پيدا مىشود ؟ و آيا كسى از آدميزادگان راهى بر كشف اين امور غيبى دارد ؟ آرى يك انسان جهول ، خواه سعيد و خواه شقى ، هرگاه بر غيب آگاهى داشته باشد ، حتما خداوند از اين موضوع اطلاع دارد ، و ما در قرآن مىخوانيم كه « خداوند ، غيب خودش را آشكار نمىسازد مگر بر كسى كه برگزيده باشد از پيغمبر كه بر بعضى از آن اطلاع دهد ، پس خداى از پيش روى آن رسول و از پس او نگهبانانى درمىآورد كه او را حراست كنند » . « 3 » 16 - ابرى آبيارى مىكند و مىروياند از حسن بصرى روايت شده كه گفت : در روزگار خلافت عثمان ، هرم بن حيان در يك روز سخت گرم وفات يافت . از قبر او كه دور شدند ، ابرى بالاى قبر رسيد كه نه كوتاهتر از قبر بود و نه بلندتر ، و آن را آبيارى كرد ، آنگاه بازگشت . در عبارت قتاده آمده : همان روز وفات ، باران بر قبر او باريد و همان روز بر خاك او علف روييد . « 4 » ما اين كرامت را بر قبر هرم بن حيان بزرگ نمىدانيم ، چرا كه او در شكم مادر خود چهار سال مانده بود « 5 » و اين از آن بزرگتر و شگفتتر است ، منزه است آفريدگار توانا .
--> ( 1 ) . يونس 10 / 49 . ( 2 ) . آل عمران 3 / 145 . ( 3 ) . جن 72 / 26 ، 27 . ( 4 ) . حلية الاولياء : 2 / 122 ؛ صفة الصفوة : 3 / 139 ؛ الاصابة : 3 / 601 . ( 5 ) . ر ك : تفسير روح البيان : 4 / 347 .