الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
147
الغدير ( فارسى )
6 - آتش ابو مسلم را نمىسوزاند اسود عنسى كه ادّعاى پيامبرى داشت ، ابو مسلم خولانى ، عبد اللّه بن ثوب يمنى تابعى ( م 60 يا 62 ) را دعوت نمود و آتشى عظيم افروخته بود . ابو مسلم را گرفت و در آن انداخت ، اما هيچ صدمهاى نزد و خدا او را از شعلهء آن رهانيد ، و اين شباهت به ابراهيم خليل دارد . روزى او نزد ابو بكر آمد و سلام كرد و گفت : خداى را سپاس كه آنقدر به من عمر داد كه در ميان امت محمّد كسى را به من نشان داد كه با او همان معجزهء ابراهيم خليل را كرده است . در روايت ابن كثير بدينسان نقل شده است كه ابو مسلم پيش ابو بكر صديق آمد و ابو بكر او را در ميان خود و عمر نشانيد . عمر به دو گفت خداى را سپاس كه جان مرا نگرفت تا در ميان امت محمّد همان معجزهء ابراهيم خليل را مشاهده كردم و ميان دو چشم او را بوسيد . « 1 » اين موضوع را سيد محمّد امين بن عابدين « 2 » از جدش عمادى و او در رسالهء خود به نام الروضة الريّا فيمن دفن فى داريا از ابو نعيم ، ابن عساكر ، ابن زملكانى و ابن كثير نقل كرده است . 7 - ابو مسلم به وسيلهء دعايى كه كرد ، از دجله گذشت ابو مسلم خولانى روزى بر كنار دجله آمد و در آن روز ، دجله جزر و مد داشت و امواجش به ساحل مىخورد . ابو مسلم ايستاد و خداى تبارك و تعالى را حمد و ثنا گفت و روانه شدن بنى اسرائيل را از دريا ياد كرد ، آنگاه مركب خود را بر دجله راند و وارد آب شد و مردم هم به دنبال او از آن گذشتند . « 3 »
--> ( 1 ) . الاستيعاب : 2 / 666 ؛ تاريخ ابن عساكر : 7 / 318 ؛ تاريخ ابن كثير : 8 / 146 ؛ تذكرة الحفّاظ ، ذهبى : 1 / 46 ؛ تهذيب التهذيب : 12 / 236 ؛ شذرات الذهب : 1 / 70 ؛ صفة الصفوة : 4 / 181 . ( 2 ) . ر ك : العقود الدرّية : 2 / 393 . ( 3 ) . تاريخ الشام : 7 / 317 .