الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

132

الغدير ( فارسى )

از احمد بن على ، از على بن محمد فقيه ، از محرز بن عون ، از شبابه ، از محمد بن راشد ، از مكحول روايت كرده كه گفت : پيغمبر دو چوبهء تير به معاويه داد و گفت : اين دو تير اسلام را بگير كه با اينها در بهشت با من ديدار مىكنى . هنگامى كه معاويه وفات كرد ، آن دو را با او به خاك سپردند . همچنين زمانى كه پيغمبر در منى سر خود را تراشيد ، از موى سرش به معاويه داد و معاويه آن را نگهداشت ، و وقت مردن موها را بر دو چشم او قرار دادند ، و خدا داناتر است . « 1 » اين سندها ، همه باطل و غير قابل اعتناست و باوجوداين ، روايت راوى اخير مسند نيست ، چرا كه حديث مكحول دمشقى مرسل است و آن مرد از صحابه نيست و ابن سعد نام او را در طبقهء سوم از تابعان اهل شام آورده و او از قدريان ضعيف و دروغگوست . در رجال سند روايت ، محمّد بن راشد دمشقى ديده مىشود كه او گرچه اهل ورع و عبادت است ، ليكن حديث كار او نبوده و احاديث منكر در روايت او بسيار ديده شده كه شايسته است كنار گذاشته شود . دارقطنى گفته كه او اعتبار دارد و ابن خراش گفته است : حديثش ضعيف است . « 2 » از كسانى كه در اين احاديث ديده مىشوند ، شبابهء فزارى است كه به نفع فرقهء مرجئه تبليغ مىكرد . احمد او را كنار گذاشته و حديثش را ننوشته و هرچه به دو نسبت داده مىشد ، نمىپسنديد . ابو حاتم مىنويسد : حديثش را مىنويسند ، ليكن بدان احتجاج و استناد نمىشود . أبو بكر اثرم از احمد بن حنبل نقل كرده كه او از مبلّغان مرجئه بود و مردم را به مرام اين فرقه دعوت مىكرد و از او سخنانى بدتر از اين مطالب نيز روايت شده است و چنان كه گفته‌اند ، دعوت به مرجئه حتى در عمل او هم ديده مىشد . به‌هرحال او را گفتار زشتى است كه نشنيدم كسى از راويان متهم به آن باشد . از راوى پرسيده‌اند : چگونه است كه از چنين كسى روايت كرده‌اى ؟ جواب داده است : من اين سخنان را پيش از اينكه اطلاع از عقايد او پيدا كنم ، آورده‌ام . اين شخص ، حتّى پيش از همهء اين امور ، اهل بيت

--> ( 1 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 422 . ( 2 ) . تهذيب التهذيب : 9 / 159 .