الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

128

الغدير ( فارسى )

دلالات سخن هرگز حقوقى را نگه نمىدارد و دروغزنان و گزافه‌گويان هرچه مىخواهند مىگويند ، و اين ياوه‌گوست كه هرچه هواى دل اقتضا كند ، بر زبان مىآورد . به خدا پناه مىبريم از سخنى كه بىانديشه بر زبان آيد . پيامبر به امر الهى معاويه را به كتابت وحى مأمور كرد ! 28 - از مسرة بن عبد اللّه خادم نقل است كه گفت : كردوس بن محمّد باقلانى از يزيد بن محمّد مروزى ، از پدرش ، از جدش روايت كرده كه از أمير المؤمنين على ، رضى اللّه عنه ، شنيدم كه دربارهء معاويه مىگفت : من در نزد رسول اللّه نشسته بودم كه معاويه رسيد و رسول اللّه قلم را از من گرفت و به دست او داد و در خود چيزى جز احساس اينكه خدا او را به اين كار امر كرده است ، نيافتم . ابن حجر اين مطلب را ذكر كرده و آن را از ساخته‌هاى مسرة بن خادم معرفى نموده و گفته است : متن آن باطل و اسناد آن دروغ است . « 1 » خطيب در تاريخ خود از طريق همين مسره منقبتى را دربارهء عمر و ابو بكر آورده و گفته است : اين حديث دروغ و ساختگى است و رجالى كه در اين حديث آمده ، همه ثقات و بزرگانند ، بجز مسره كه تاريخ شنيدن روايت از ابو زرعه را چهار سال بعد از مرگ او ذكر كرده است . « 2 » معاويه حلقهء در شهر علم پيغمبر است ! 29 - به روايت مرفوع از انس نقل شده است : من شهر علمم و على در آن و معاويه حلقهء آن در است . اين حديث را صاحب المقاصد ، و ابن حجر و عجلونى به پيامبر نسبت داده‌اند . « 3 » گمان قاطع من اين است كه اين خرافاتى كه ساخته‌اند ، جز به منظور استهزاى

--> ( 1 ) . لسان الميزان : 6 / 20 . ( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 5 / 259 . ( 3 ) . ر ك : الفتاوى الحديثية 197 ؛ كشف الخفاء : 1 / 246 .