الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
121
الغدير ( فارسى )
بهرهمندى معاويه از دعاى پيامبر در دنيا و آخرت ! 27 - احمد و مسلم و حاكم و ديگران از طريق ابن عباس نقل كردهاند كه گفته است : با كودكان بازى مىكردم كه ناگاه رسول اللّه آمد . با خود گفتم كه نيامده مگر به خاطر من . پس از در درآمدم و پيامبر به طرف من چند قدم برداشته ، فرمود : برو و معاويه را بگو نزد من بيايد . رفتم و او را دعوت كردم ، گفتند كه دارد غذا مىخورد . آمدم و عرض كردم يا رسول اللّه ، او غذا مىخورد . فرمود : برو و صدايش كن . دوباره رفتم و او را دعوت كردم ، گفتند كه غذا مىخورد . پس جريان را به پيامبر عرض كردم . بار سوم فرمود : خدا شكم او را سير نكند . مىگويد كه پس از آن او هرگز سير نشد . « 1 » اين حديث را ابن كثير در ضمن برشمردن فضايل معاويه آورده و گفته است : معاويه از اين دعاى پيغمبر در دنيا و آخرت بهرهمند بوده است . اما در دنيا به جهت آنكه وقتىكه فرمانرواى شام شد ، هرروز هفت مرتبه پيش او كاسهاى پر از گوشت و پياز مىآوردند و صرف مىكرد و هرروز هفت بار غذاى گوشتى مىخورد و پس از آن بسيار شيرينى و ميوه صرف مىكرد و مىگفت : به خدا سوگند كه سير نمىشوم ، و از خوردن خسته مىشد . اين نعمت و معدهاى است كه همهء فرمانروايان و ملوك آرزوى آن را دارند . اما در آخرت ، مسلم اين حديث را با حديثى كه بخارى و ديگران از برخى صحابه نقل كردهاند ، يك جا آورده كه به موجب آن پيغمبر فرمود : خدايا من همانا بشر هستم . هر آن بندهاى را كه من نفرين يا نكوهش كردهام و او شايستگى آن را نداشته ، آن را در روز قيامت كفّاره و موجب تقرّب او قرار بده . پس مسلم از جمع ميان حديث اول و اين حديث ، نوعى فضيلت براى معاويه ساخته است و اين در جاى ديگر نقل نشده است . اينجا شايسته است از طرفداران پسر هند و كسانى كه براى او فضيلت مىتراشند و فضيلت آميخته با رذيلت و دروغ و افترا را به ساحت قدس صاحب رسالت نسبت مىدهند ، پرسيده شود كه آيا معنى سودمند و زيانبار را مىدانند كه اينچنين قلمداد مىكنند كه از دعاى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله معاويه در دنيا و آخرت بهرهمند بوده است ؟ و آيا
--> ( 1 ) . صحيح مسلم : 8 / 27 ؛ تاريخ ابن كثير : 8 / 119 .