الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
117
الغدير ( فارسى )
چرا كه چنين دعاى فرضى و ادعاى تخيّلى ، چيزى است كه گويى اسير بادها گرديده و تو گويى كه پيامبر ضد آن را در حق او دعا كرده و دعايش مستجاب شده است . اين مسلّم است كه هرگاه معاويه در راه هدايت و بر كنار از هلاكت مىبود ، لازم مىآمد كه صاحب خلافت كبرى ، مولانا امير مؤمنان عليه السّلام با آنهمه قدس و طهارتى كه داشت ، از هدايت به دور باشد ، چرا كه وى با معاويه دشمنى مىورزيد و نبرد مىكرد و رفتار حجر و يارانش نيز با او چنين بود . اكنون كه مىبينيم جمعى از صحابه و تابعان صالح و درستكار همگى در آتش ظلم معاويه سوختند ، باز امكان دارد كه مسلمانى چنين ادعايى بكند ؟ خدايا ما را ببخشاى و بازگشت همه به سوى تست . معاويه فردى قوى و امين است ! 25 - طبرانى از يحيى بن عثمان بن صالح و او از نعيم بن حماد و او از محمّد بن شعيب بن سابور و او از مروان بن جناح و او از يونس بن ميسرة بن جليس و او از عبد اللّه بن بسر روايت كرده كه گفت : رسول اللّه با ابو بكر و عمر در كارى مشورت مىكرد و فرمود : رأى خود را به من بگوييد . آنها گفتند : خدا و پيامبرش بهتر مىدانند . پيغمبر فرمود : معاويه را بخوانيد . ابو بكر و عمر گفتند : آيا مشورت با دو نفر از رجال قريش كافى نيست كه پيامبر مىخواهد با جوانى از جوانان قريش مشورت كند . فرمود : بفرستيد معاويه بيايد . هنگامى كه معاويه نزد پيامبر حاضر شد ، رسول اللّه فرمود : كارتان را با او در ميان بگذاريد و او را در كارتان شركت دهيد ، چرا كه فردى قوى و امين است . نعيم عبارت « در كارتان به او رجوع كنيد » را نيز افزوده است . « 1 » اما رجال سند روايت عبارتند از : 1 - يحيى بن عثمان كه اظهار تشيع مىكرد و شغل صحافى داشت و از كتابهاى ديگران نقل مىكرد و ازاينرو ، مورد طعن قرار گرفته است . « 2 »
--> ( 1 ) . تاريخ ابن كثير : 8 / 122 ؛ مجمع الزوايد : 9 / 356 . ( 2 ) . تهذيب التهذيب : 11 / 257 .