الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

111

الغدير ( فارسى )

ابراهيم بن منذر كه نقل كردم ، تكذيب كرد و براى ابو مصعب نقل كردم و گفتم كه از سليمان بن بلال نقل كرده است ، گفت : دروغ مىگويد ، من كه از او بزرگ‌ترم ، او را درك نكرده‌ام . عقيلى مىگويد : از ثقات ، مضامين باطل را نقل مىكند و حديثهايى مىآورد كه غير او از قدما ، از مالك و ديگران نقل نكرده‌اند . ابن عدى هم مىگويد : اين حديث جدا ضعيف است و او حديث را از ديگران مىدزدد . « 1 » همچنين دربارهء اسماعيل بن عياش ، يحيى بن معين گفته است : مردم شام به او چندان اعتنايى نمىكردند و عراقيان نيز گفتار او را خوش نداشتند . اسدى گويد : هرگاه از حجازيان يا عراقيان سخنى نقل كند ، هرچه بخواهى به دروغ آلوده مىكند . جوزجانى گفته است : از حديث دروغگويان ، مردم را سيراب كرده است . ابن خزيمه مىنويسد : به سخن او نمىتوان استدلال كرد . ابن مبارك گفته : من حديث او را جايز نمىدانم . نسائى و ابو احمد حاكم و برقى و ساجى همگى روايت او را از غير شاميان ضعيف شمرده‌اند و حاكم گفته است : هرگاه حديثى را فقط او نقل كند ، قابل قبول نيست ، چرا كه حافظه خوبى نداشته است . ابن حبان هم گويد : او نخست از حافظان خوب حديث بود ، اما وقتى بزرگ شد و پا به سن گذاشت ، حافظه‌اش را از دست داد . بنابراين ، هرچه حديث كه در كودكى و جوانى نقل كرده ، از طريق ديگر هم نقل شده ، ليكن هرچه در كهنسالى از احاديث غريب نقل كرده ، همه‌اش آميخته به دروغ است . او اسناد را به هم درآميخته و متنى را به متن ديگر پيوسته كه خودش هم متوجه نبوده است . پس كسى كه اوصافش به اين حد برسد كه در سخن گفتنش هم بيشتر دچار اشتباه مىشود ، ديگر نمىتوان به گفتهء او استناد كرد . « 2 » در سلسلهء اسناد عبد الرحمن بن عبد اللّه بن دينار بايد گفت كه ابن معين او را ضعيف دانسته و ابو حاتم درباره‌اش گفته است : سخنش سست است ؛ آن را نقل مىكنند ، ليكن استناد بدان نمىكنند . ابن عدى گفته : برخى از رواياتش منكر است و پيروى نمىشود . او

--> ( 1 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 140 ؛ تهذيب التهذيب : 6 / 363 . ( 2 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 112 ؛ تهذيب التهذيب : 1 / 324 - 326 .