الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
88
الغدير ( فارسى )
تو بنوشاند . محمّد در جواب او گفت : اى پسر زن يهودى بافنده ، اين كار از قدرت تو و امثال تو خارج است . تنها خداى عزّ و جل است كه دوستانش را سيراب مىكند و دشمنانش را كه تو و دوستان تو باشند ، تشنه مىدارد . به خدا سوگند ، اگر شمشير به دست داشتم ، هرگز به چنگ شما نمىافتادم . معاويه در جواب گفت : آيا مىدانى با تو چه مىكنم ؟ ترا در شكم خرى مىكنم و آن را با تو آتش مىزنم . محمّد در جواب گفت : هرچه مىخواهى بكن كه بسيار از اين جنايات را در خصوص دوستان خدا انجام دادهاند و من اميدوارم كه خدا اين آتشى را كه تو مىخواهى با آن مرا بسوزانى ، خنك و سلامت كند ، چنان كه اين كار را با دوست خود ابراهيم كرد ، و با تو و هواداران تو نيز چنان كند كه با نمرود و ياران او كرد . خدا ترا و يارانت را و پيشوايت معاويه را و اين مرد ، يعنى عمرو بن عاص را به آتش سوزانى بسوزاند كه خاموشى ندارد و هرگاه كاستى گيرد ، خدا شعلهء آن را برافروزد . معاوية بن حديج گفت : من فقط ترا به خاطر عثمان مىكشم . محمّد به او گفت : ترا با عثمان چه كار ؟ عثمان ظلم و ستم پيشه كرد و حكم قرآن را تغيير داد و خداى تعالى فرمود : هركس مطابق آنچه خدا فرستاده حكم نكند ، در شمار فاسقان است . « 1 » ما به خاطر تبهكاريهاى عثمان بود كه از او انتقام گرفتيم و او را كشتيم و تو و يارانت كار او را پسنديديد و زبان به تحسين او گشوديد . خداوند ما را به خواست خويش از گناهان او مبرّا و پاك داشته است ، اما تو در جرايم و گناهانش شريك او بودهاى و خدا ترا نيز به سرنوشت او دچار خواهد كرد . راوى گويد : معاوية بن حديج خشم گرفت و او را پيش آورد و خونش بريخت ، سپس او را در شكم خرى مرده كرد و آتش زد .
--> ( 1 ) . مائدة 5 / 47 .