الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

81

الغدير ( فارسى )

اينك بياييم روايات سست و نادرستى را بررسى كنيم كه در اين‌باره آورده‌اند ، رواياتى را كه يك دروغساز نامعتبر از فرد گمنام ناشناخته‌اى نقل كرده و او از يك جاعل و روايت‌ساز كه متّهم به كفر و الحاد است و همهء علماى رجال‌شناس بر سستى وى و رواياتش اتّفاق نظر دارند : سرى از شعيب ، از سيف بن عمر ، از محمد و طلحه نقل مىكند كه عثمان ، حمران بن ابان را به خاطر اين كه با زنى در هنگام عدّه‌اش ازدواج كرده بود ، تبعيد نمود و آن دو را از هم جدا كرد و حمران را تازيانه زد و به بصره تبعيد نمود . آنگاه پس از اينكه گزارشهاى بسيار عليه حمران به عثمان رسيد و نيز گزارشهاى خوشايند ، عثمان ، به او اجازه داد تا به مدينه نزد وى باز گردد . چون با جمعى به مدينه باز آمد ، دربارهء عامر چنين گزارش كردند كه او عقيده به ازدواج ندارد و گوشت نمىخورد و در نماز جمعه شركت نمىكند . در نتيجه ، عثمان او را تحت نظر معاويه قرار داد . وقتى عامر به شام نزد معاويه رفت ، آبگوشتى فراهم بود و از آن خورد . معاويه دانست كه عليه وى گزارش دروغ داده شده است ، و علّت تبعيدش را براى او شرح داد . عامر گفت دربارهء نماز جمعه ، من در انتهاى مسجد مىايستم و پس از پايان نماز ، جزو اولين كسانى هستم كه از مسجد بيرون مىروند . در خصوص ازدواج بايد بگويم كه در حالى از بصره خارج مىشدم كه نامزد كرده بودم . دربارهء خوردن گوشت هم خودت ملاحظه كردى . « 1 » شگفت‌آور است كه عده‌اى چنين روايتى را سند و مدرك قرار داده‌اند براى تبرئهء عثمان و ذيحق شمردن او در تبعيدكردن عامر ، در حالى كه همين‌ها هرروايتى را كه در سندش يكى از سه نفر نامبرده باشد ، مردود و باطل مىشمارند ، امّا اينجا با وجودى كه همين سه نفر رجال روايت را تشكيل مىدهند آن را معتبر شناخته سند مىگيرند براى رفع انتقاداتى كه نسبت به عثمان شده است . مطلب تعجب‌آور ديگر در روايت مذكور ، صرفنظر از وضع اخلاقى و صلاحيت گزارشگر كه همان حمران معلوم الحال باشد ، اتهاماتى است كه به عامر زده‌اند ، چه هيچ

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى : 5 / 91 ؛ تاريخ ابن عساكر : 7 / 167 ؛ الكامل ، ابن اثير : 3 / 60 ؛ اسد الغابة ؛ تاريخ ابن خلدون : 2 / 389 .