الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

79

الغدير ( فارسى )

فاش ساخت و عثمان به خشم آمده تبعيدش كرد . « 1 » بلاذرى مىنويسد : عثمان هنگامى كه مردم از وليد بن عقبه شكايت كردند ، حمران را به كوفه فرستاد تا جريان را تحقيق كند و به او خبر دهد . وليد بن عقبه به او رشوه داد تا حقيقت را پنهان و دگرگونه نمايد . پس چون نزد عثمان بازگشت ، دربارهء وليد گزارش دروغ داد و از او تمجيد نمود ، لكن وقتى از نزد عثمان بيرون رفت و به مروان بن حكم برخورد و از او دربارهء وليد پرسيد ، گفت : كارى خطرناك كرده بود ! مروان حرف حمران را به عثمان خبر داد و عثمان كه دانست حمران گزارش دروغ داده است ، برآشفت و او را به خاطر گزارش دروغش به بصره تبعيد كرد ، و خانه‌اى از املاك عمومى به او بخشيد . « 2 » عثمان چگونه به گزارش كسى اعتماد مىكند كه تا بدين پايه گستاخ و زشتكار است ، در حالى كه خداى تبارك و تعالى در اين گونه موارد چنين تعيين تكليف فرموده است : اگر زشتكارى براى شما خبرى آورد ، در آن تحقيق و بررسى كنيد ، مبادا از روى نادانى به جماعتى آسيب برسانيد . « 3 » شگفت‌آورتر از اعتماد به گزارش فاسقى چون حمران ، اين است كه به خاطر زشتكارى تبعيدش مىكند و در همان حال براى به سامان آوردن زندگىاش خانه‌اى از املاك عمومى به وى مىبخشد ! و اين همان خليفه‌اى است كه انسان پاك و نيكوكارى مثل ابوذر ، آن راستگوى مورد اعتماد را به ربذه تبعيد مىكند كه صحرايى خشك و بىآب و گياه است ، و او را بىسرپناه وا مىگذارد . اين دليل آن است كه زندگى دنيا در برابر موازين الهى بس خوار و ناچيز است كه ابوذرها از آن محروم مىمانند و حمران‌ها ، به آن دست مىيابند . آيا خليفه ، عامر بن عبد قيس را مىشناخت و مىدانست كه در ميان امت اسلامى چه جايگاه بلندى دارد و چه زاهد و پارساى عالى مقامى است و چقدر پاكدامن و عابد ، و با علم به اينها ، گوش به سخن جاسوسان سپرد و بنا به گزارش آنان يك بار به مدينه

--> ( 1 ) . تهذيب التهذيب : 3 / 24 . ( 2 ) . انساب الاشراف : 5 / 75 . ( 3 ) . حجرات 49 / 6 .