الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
77
الغدير ( فارسى )
اصحاب پيامبر دشنام مىدهند ، چرا با آنها چنين مىكنند ؟ چون از عدم اجراى قوانين اسلام دلتنگ و خشمگين شده و زبان به اعتراض و ارشاد گشودهاند ، و منكر و كارها و رويه و سياست غير اسلامى و ناپسند را مورد انتقاد و نهى قرار دادهاند . آيا حاكمى كه در برابر امر به معروف و نهى از منكر اصلاحطلبان و خيرخواهان چنين خشونت و عكسالعمل وحشيانهاى نشان مىدهد ، نمىتوانست آنان را قانع كند كه كار و رويهاش منكر و غيراسلامى نيست ؟ اگر مىتوانست ، چرا نكرد ؟ و تاريخ هرگز از مباحثات و جلسات و استدلالهاى عثمان با مخالفانش چيزى نمىگويد . پس حاكم مىدانسته كه آنان سخن بر حق مىگويند و كارهايى را منكر مىشمارند و از آن نهى مىنمايند كه خدا و پيامبرش منكر دانسته و نهى كردهاند . كار آنان ، امر به معروف و نهى از منكر ، و كوشش براى اصلاح امت و باز آوردن رويه و طرز حكومت وقت بر مدار اسلام و سنّت پيامبر بوده است ، و خدا و پيامبرش و امت اسلامى ، آن را پسنديده و دوست مىداشتهاند ، و اين نتيجهء ضمنى را هم داشته كه از عواقب وخيمى كه براى عثمان و امّت اسلامى پيش آمد ، جلوگيرى مىكرده است . به همين جهت ، به مصلحت عثمان بود كه به ارشاد خيرخواهانه آن مردان بزرگ گوش بسپارد و به راه آيد ، نه اينكه بزند و دشنام دهد و تبعيد كند و بيازارد . عثمان اگر فكر مىكرد در تقبيح كارها و رويهاش خطا مىكنند و آنچه را نهى مىنمايند منكر و غير اسلامى نيست ، بايد جلسهاى براى مذاكره و بحث و تفاهم تشكيل مىداد ، يا آنان دست از بعضى خواستههاى اجتماعىشان برمىداشتند و يا او به برخى از آنها تسليم مىشد و همگى بر رويه و طرز ادارهاى كه اسلامى و منطبق بر سنت پيامبر تشخيص داده مىشد ، اتفاق مىكردند و اختلاف و كشمكش از ميان برمىخاست . تشكيل چنين انجمن و كنگرهاى بر آنچه او كرد و بر تشكيل جلسهاى از معاويه و سعيد بن عاص و عمرو عاص و امثال آنان برترى داشت ، بر جلسهاى كه از پستترين و رذلترين عناصر و افراد ستمكار و منافق و فاسد تشكيل شده باشد ، همان شاخههاى شجرهء ملعونه و خانوادهء پليدى كه خداى تبارك و تعالى و پيامبر گرامىاش بر آن لعنت