الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
68
الغدير ( فارسى )
مگر چيزى جز ياد خدا و پرهيز از اختلاف و ايجاد دو دستگى و بر هم خوردن آرامش عمومى بوده است ؟ و جز اينكه گفتهاند : اطاعت ما از تو مشروط به اين است كه مطيع خدا باشى و مجرى احكام و قوانينش ، و اين همان شرطى است كه در شورا و هنگام انتخاب حاكم مطرح مىسازند . آيا اين جرم است كه به او يادآورى كردهاند كه سعيد آن جوانك اموى با گزارشهاى مغرضانه او را به پرتگاه مىكشاند و به منجلاب جنايت و گناه مىغلتاند ، چنان كه سرانجام كشاند و غلتاند ؟ يا اينكه ساحت تبعيد شدگان را از اتهاماتى كه سعيد اموى به آنان زده ، پاك دانسته و بر بىگناهىشان شهادت داده و گفتهاند كه پارسا و پاكدامن و بافضيلتند و تبعيدشان از لحاظ دينى ناروا و گناه است و مايهء بدنامى عثمان مىشود ؟ نامهء كعب بن عبده چرا عثمان را به خشم آورد ؟ مگر او چيزى جز همانها كه استادان قرآن نوشته بودند ، نوشته بود كه حكم كرد او را به مدينه سوق دهند و كتك بزنند ؟ عثمان بايد دربارهء صلاح انديشىهاى آنان به مذاكره و بحث با ايشان مىپرداخت ، يا آنان را قانع مىساخت و يا با استدلال و راهنمايىهاى ايشان و دلايلى كه از قرآن و سنّت داشتند ، قانع مىشد و اختلاف بزرگى كه ميان او با اصحاب و علماى دينشناس بهوجود آمده بود ، به طرز مسالمتآميز و بدون عواقب وخيمى كه از روش خصمانه و خشونتآميزش به بار آمد ، حل و فصل مىگشت ، لكن او بر خلاف اين ، به توصيه و تحريك جاهطلبان و پولپرستانى كه او را نردبان مطامع و شهوات ساخته بودند ، به خشونت گراييد و به كعب بن عبده پرخاش كرد كه آيا تو مىخواهى حق را به من بياموزى ؟ آنجا چه جاى اين سخن بيهوده و هجو بود ، و اين را به آن اختلاف و ارشاد چه ! براى انسانى كه به خداى يگانه و پيامبرش ايمان آورده باشد ، هيچ كسر شأنى نيست كه پدرش مشرك بوده باشد . اگر مشرك بودن پدر و مادر انسان مايهء انحطاط قدر و منزلت باشد ، اين عيب و نقص بر همهء اصحابى كه زادهء مشركانند و از مادرانى مشرك به دنيا آمدهاند وارد خواهد بود ، و بسا صحابى كه در دورهء اوّل عمرش كافر و مشرك بوده است ، امّا مىدانيم كه براثر مسلمان شدن از آلايش شرك و سابقهء كفر خويش مىپيرايد .