الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
57
الغدير ( فارسى )
فرا مىكشد . ديرى نگذشت كه عمرو بن يثربى او را كشت . « 1 » خطيب بغدادى مىنويسد : زيد شبها به نماز برمىخاست و روزها را به روزه به سر مىآورد ، و هرشب جمعه را تا صبح به نماز و ستايش سپرى مىساخت . او در جنگ جمل كشته شد ، و وصيت كرد كه مرا با جامهام دفن كنيد ، زيرا من به اقامهء دعوى برمىخيزم . يا به روايتى ديگر ، گفت : خون از تنم نشوييد و هيچيك از جامههايم را درنياوريد مگر نعلينم را ، و مرا بر روى خاك نهيد ، زيرا من مردى حجتآور بر خصم خويشم . ابو نعيم اين افزوده را هم روايت كرده كه در رستاخيز عليه دشمن دين به اقامهء دعوى برخواهم خاست و حجت خواهم آورد . « 2 » يافعى مىنويسد : زيد از تابعان بزرگ است كه پيوسته روزهدار و شب زندهدار بود . « 3 » همچنين گفتهاند كه او از دوستان نزديك على و از صالحان و پرهيزكاران بوده است . « 4 » عقيل بن ابى طالب او را براى معاويه چنين وصف كرده است : زيد و برادرش عبد اللّه دو نهر روانند كه خستگان خويشتن را در آن مىافكنند و تشنگان به آن پناه مىبرند ؛ دو مرد جدى كه شوخى نمىشناسند . « 5 » ابن عباس از برادرش صعصعه دربارهء او و برادر ديگرش عبد اللّه پرسيد . صعصعه دو برادر خويش را چنين وصف كرد : اى ابن عباس ! به خدا قسم ، زيد در مردانگى بلند مرتبه و در برادرى شريف است ، پرشكوه و دمساز و خوش قلب است ، مردى است كه آثار جاودانه بر جا مىگذارد و پيمان خويش محكم نگه مىدارد ، وسوسههاى روزگار كمتر در او اثر مىگذارد ، در تمام روز و ساعاتى از شب خدا را به ياد مىآورد و ذكر مىگويد ، گرسنگى و سيرى برايش يكسانند ، بر سر مال و جاه دنيا با هيچ كس به رقابت و همچشمى برنمىخيزد ، در ميان دوستانش نيز كمتر كسى پيدا مىشود كه بر سر مال و منال دنيا به رقابت برخيزد ، بيشتر در سكوت و خاموشى به سر مىبرد ، و سخن را خوب
--> ( 1 ) . معارف ابن قتيبه 176 . ( 2 ) . تاريخ بغداد : 8 / 439 . ( 3 ) . مرآة الجنان : 1 / 99 . ( 4 ) . شذرات الذهب : 1 / 44 . ( 5 ) . مروج الذهب ، مسعودى : 2 / 75 .