الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
54
الغدير ( فارسى )
نمىآرست گسستن ، و هيچ پرندهاى بر فراز ستيغش نمىتوانست پريدن . « 1 » 6 - ابن ابى الحديد مىنويسد : سواركارى شجاع و پيشوامنش بود از زمرهء بزرگان و شخصيتهاى عالى مقام شيعه كه به ولايت على بن ابى طالب سخت دلبسته و پاىبند بود و در يارىاش مىكوشيد ، و آن حضرت پس از درگذشتش فرمود : خدا مالك را بيامرزد كه براى من چنان بود كه من براى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بودم . « 2 » 7 - معاويه بردهء آزاد شدهء عمر را وادار كرد تا شربتى زهرآلود به مالك اشتر نوشانيد و او براثر آن درگذشت . چون خبر مرگش به معاويه رسيد ، در ميان مردم به نطق ايستاد ، و پس از شكر و ستايش خدا گفت : على بن ابى طالب دو دست راست داشت كه يكى در جنگ صفين قطع شد و آن عمار ياسر بود ، و ديگرى مالك اشتر بود كه امروز قطع شد . « 3 » اين ديكتاتور نافرمان كه خود و پدرش بردهء آزاد شدهء فتح مكهاند ، مردان پاك و عالى مقام را ناجوانمردانه و خائنانه مىكشد و پس از اينكه مردم را از فيض وجودشان محروم مىسازد ، اظهار خوشحالى و افتخار مىكند و به دارودستهاش كه تجاوزكاران داخلى هستند ، مژده مىدهد و از آنها مىخواهد كه به آن رادمردان ناسزا بگويند . اينان هستند كه بدترين عذابها در انتظارشان است و در آخرت از همه زيانكارترند ، و وقتى چشمشان به عذاب دوزخ افتاد ، خواهند فهميد كه گمراه و بدبختترين افراد چه كسانى هستند ؟ 8 - بالاتر از همهء اينها ، سخن پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء دفن ابوذر غفارى است كه حاكم نيشابورى و ابو نعيم و ابو عمر به اين صورت روايت كردهاند : يكى از شما در صحرايى از زمين مىميرد كه جماعتى از مؤمنان بر بالينش حضور مىيابند . يا به عبارتى كه بلاذرى آورده : جماعتى از مردان صالح عهدهدار دفنش مىشوند ، و مسلم است كه مالك اشتر و
--> ( 1 ) . نهج البلاغة : 2 / 239 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 2 / 30 ؛ لسان العرب : 4 / 336 ؛ الكامل ، ابن اثير : 3 / 153 ؛ تاج العروس : 2 / 454 . ( 2 ) . شرح ابن ابى الحديد : 3 / 416 . ( 3 ) . تاريخ طبرى : 6 / 255 ؛ الكامل ، ابن اثير 3 / 153 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 2 / 29 .