الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
44
الغدير ( فارسى )
و بدعاقبتى آخرت برهاند ، و به همين جهت ، بهترين آفريدهاش را برگزيد و سپس برايش اصحابى برگزيد كه نيكوترين آنان قريش بودند . آنگاه اين دولت را بر پيكر ايشان استوار ساخت و خلافت را به آنان اختصاص داد ، چنان كه حكومت فقط با ايشان است . خدا كه در دورهء جاهليت و هنگامى كه قريش كافر بودند ، آنها را حفظ و حراست نمود ، مگر ممكن است حال كه به دين او هستند ، حفظ و حمايتشان ننمايد ؟ مرگ بر تو و پيروانت . اما تو اى صعصعه ! شهر تو بدترين شهرهاست ، از لحاظ محصولات گندترين محصولات را دارد ، گود است ، همسايگان پستى دارد . دايما در آن شر به پا مىشود ، هيچ نجيبزادهاى در آن اقامت نكرده است ، و هرآدم فرو مايهاى كه در آن اقامت نمايد ، اقوام مختلف با هم به كشمكش بر مىخيزند و بردگان ايرانى شورش مىكنند ، و تو در ميان قومت از همه بدترى ! آيا پس از آنكه اسلام ترا به مقامى نمايان رسانيد و با اقوام و ملتها معاشر ساخت ، در صدد برآمدهاى كه دين خدا را كج و دگرگونه سازى و به گمراهى روى ؟ اين كار ، نه به قريش ضرر مىزند و نه آنها را از مرتبهء بلندشان فرو مىآرد و نه باعث مىشود از انجام وظايفى كه به عهده دارند ، باز مانند . شيطان از شما غافل نيست ، چه مايهء شرارت را در شما يافت و شما را به وسيلهء مردم فريفت ، و هم او شما را بر زمين خواهد زد . از روى شرارت هركارى بكنيد ، نتيجهاش اين خواهد بود كه شرى بدتر و ننگآورتر گريبانتان را بگيرد . به شما اجازه مىدهم هرجا مىخواهيد برويد . خدا به وسيلهء شما به هيچ كس نه نفعى مىرساند و نه ضررى . شما آدمهايى نيستيد كه بتوانيد نفع يا ضررى به كسى برسانيد . اگر طالب نجات و رستگارى هستيد ، با جماعت باشيد و نگذاريد عشرت و نعمت شما را به سركشى بكشاند ، زيرا غرورى كه نتيجهء كثرت نعمت است ، هرگز خير و صلاح به بار نخواهد آورد . هرجا مىخواهيد برويد . من دربارهء شما به امير المؤمنين عثمان خواهم نوشت . سپس به عثمان نوشت : عدهاى پيش من آمدهاند كه نه عقل دارند و نه دين ، از عدالت رنجيده خاطرند ، به هيچ وجه خدا را در نظر نمىگيرند ، و از روى دليل و برهان سخن نمىگويند ، بلكه تمام همشان متوجه برپا كردن آشوب است . خدا آنها را مىآزمايد و رسوا مىسازد ، چه نه آدمهايى هستند كه از