الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
38
الغدير ( فارسى )
بدان اشارت مىورزد ؟ يا به آيهء مباهله بر نخورده كه دلالت بر اين دارد كه على عليه السّلام به منزلهء جان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ؟ چون به اين آيات توجه ننموده و نيز به آيات شريفهء ديگرى كه در حق مولاى ما على است و عبد اللّه بن عباس كه علامهء امت اسلام لقب يافته ، آنها را بالغ بر سيصد آيه دانسته است ؟ « 1 » يا از توجه به معانى آنها غفلت داشته است ؟ يا از پرخوانى ، عقلش از التفات به معانى گرانقدر آيات بازمانده است ؟ و يا مىفهميده كه چه مىخواند ، امّا . . . ؟ من نمىدانم ابن حجر و ابن كثير و امثال آنان كه حرفها و كارهاى نارواى عثمان را دربارهء ابوذر و ابن مسعود و مالك اشتر اين طور توجيه مىكنند كه آزادى بيان آنان سبب مىشد كه ابّهت و شكوه خلافت از بين برود و كسر شأنى براى خليفه پيش آيد ، حرفهاى زشت و نارواى عثمان را نسبت به مولاى متقيان چگونه توجيه توانند كرد ؟ اينها كه انجام وظيفهء امر به معروف و نهى از منكر ابوذر و عمار و ابن مسعود را مايهء كسر شأن خليفه مىشمارند و نديده مىگيرند كه صلاح امت و ماهيت اسلامى و رويّه حكومت بسته به انجام اين وظيفهء مقدس اسلامى است ، آيا در مورد جسارتهاى عثمان به امير المؤمنين على عليه السّلام نيز وابستگى كوركورانه و تعصب جاهلى وادارشان مىسازد كه همان توجيهات گستاخانه را تكرار نمايند ؟ از ماندن على عليه السّلام در مدينه چه مفسدهاى به بار مىآيد و در تبعيد امام كدام مصلحت عمومى اسلامى نهفته بوده است ؟ مگر على خود عين صلاح و مصلحت محض نيست ؟ ! مگر مصالح عمومى و فردى را كسى جز او تشخيص مىداد و يا پاسدارى مىكرد ؟ ابهت و شكوهى كه با اقامت و وجود امير المؤمنين على عليه السّلام آن مظهر فضيلت و پاكى و دانش و صلاح و اصلاح و ايمان ، زايل شود ، زوال و عدمش به زوجود است . به خدا قسم ، اگر مدافعان متعصب عثمان مىتوانستند ، براى تبرئه او ساحت مقدس امام را به همان بهتانها كه در حق ابوذر و عمار و ابن مسعود روا داشتند ، مىآلودند ، امّا نتوانستند . حقيقت اين است كه عثمان اگر گوش به نصايح خيرخواهانه و راهنماييهاى
--> ( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 1 / 334 .