الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

32

الغدير ( فارسى )

است . اين روايت را هيثمى آورده مىگويد : رجال سند اين روايت همگى موثّقند « 1 » ، و ابن ماجه آن را از طريق على روايت كرده است « 2 » ، و ابن ديزيل و نسائى از طريق عمرو بن شرحبيل به روايتش پرداخته‌اند . « 3 » عبد الرزاق و طبرانى و ابن جرير و ابن عساكر نيز اين خبر را نقل كرده‌اند . « 4 » و ابو عمر به سه شكل آن را روايت نموده است . « 5 » 4 - ابن ماجه و ابو نعيم از طريق هانى بن هانى آورده‌اند كه گفت : ما نزد على بوديم كه عمار وارد شد . على به او گفت : خوش آمدى اى پاك منزه گشته ! از پيامبر خدا شنيده‌ام كه مىفرمود : عمار سراسر وجودش از ايمان آكنده است . « 6 » 5 - ابن سعد آورده است كه عمار با حق است و حق با عمار ؛ حق به هرسو گرايد ، عمار به همان سوى خواهد گراييد ، و قاتل عمار در آتش دوزخ خواهد بود . « 7 » طبرانى و بيهقى و حاكم نيشابورى آن را از طريق ابن مسعود ، از پيامبر روايت كرده‌اند كه هرگاه مردم اختلاف پيدا كردند ، پسر سميه همراه حق خواهد بود . اين روايت را ابن كثير و سيوطى نيز ياد كرده‌اند . « 8 » ابراهيم بن حسين بن ديزيل در شرح حال على آورده است كه مردى نزد ابن مسعود آمد و پرسيد : اگر آشوب داخلى ميان دو گروه رخ داد ، به نظر تو چه بايد بكنم ؟ گفت : بايد به قرآن تمسك جويى . پرسيد : اگر هردو گروه در حال كشمكش به قرآن دعوت مىكردند ، در آن صورت چه كنم ؟ جواب داد : من از پيامبر خدا شنيده‌ام كه مىفرمود : هرگاه مردم با هم اختلاف پيدا كردند ، پسر سميه با حق خواهد بود ، يعنى به جبهه‌اى بپيونديد كه عمار ياسر در آن است . ابو عمر از طريق حذيفه ، از پيامبر روايت كرده است كه پسر سميه را داشته باشيد ،

--> ( 1 ) . مجمع الزوائد : 9 / 295 . ( 2 ) . طرح التثريب : 1 / 87 . ( 3 ) . تيسير الوصول : 3 / 279 ؛ البداية و النهاية : 7 / 311 . ( 4 ) . كنز العمال : 6 / 184 . ( 5 ) . الاستيعاب : 2 / 435 . ( 6 ) . سنن ابن ماجة : 1 / 65 ؛ حلية الاولياء : 1 / 139 ؛ الاصابة : 2 / 512 . ( 7 ) . طبقات ابن سعد ( چاپ ليدن ) : 3 / 187 . ( 8 ) . تاريخ ابن كثير : 7 / 270 ؛ الجامع الكبير : 6 / 184 .