الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

16

الغدير ( فارسى )

در آن حال ، به ياد سخن پيامبر اكرم افتاده كه خدا ابوذر را رحمت كند كه تنها مىرود و تنها مىميرد و تنها برانگيخته مىشود . علم و ايمان نگذاشته كه ابن مسعود و همراهانش آن منظرهء دردناك را ببينند و دستور شريعت را در وجوب دفن مسلمان نديده بگيرند و در دفن جسد آن مسلمان عظيم الشأن كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله افتخار دفنش را به مؤمنان صالح مژده داده بود ، نشتابند . پس بىدرنگ به انجام وظيفه پرداختند و در حالى كه اشك مىريختند و دلشان از جنايتى كه بر وى رفته بود مىلرزيد ، او را به آرامگاه ابدىاش سپردند و راه مدينه را در پيش گرفتند . در آنجا كسانى كه نسبت به ابوذر كينه ورزيده بودند ، عليه عبد اللّه بن مسعود همداستان شدند . پس حاكم ، انجام وظيفهء ابن مسعود را گناهى نابخشودنى شمرد و حكم صادر كرد تا او را چهل تازيانه زدند ، حكمى كه حتى در حق كسى كه كافر و زنديقى را دفن كرده باشد ، نمىتوان صادر كرد تا چه رسد به كسى كه مسلمانى را آن هم با آن عظمت و علم و تقوا و رفاقتى كه با پيامبر اكرم داشت ، دفن كرده باشد . اين حكم نشانهء عداوت ديرينه‌اى بود كه حاكم با ابن مسعود و ابوذر و اقرانشان داشت و از اين‌رو ، اگر بدتر از اين هم رفتار مىكرد ، جاى شگفتى نبود . اين چه خليفه‌اى است كه قدر و منزلت اصلاح طلبان بزرگ و اصحاب عظيم‌الشأن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را نمىشناسد و احترام مجاهدان بدر را كه آياتى از قرآن در حقشان نازل گشته و رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله بر آنان آفرين گفته است ، نگاه نمىدارد ، در حالى كه مىدانيم يكى از مجاهدان بدر وقتى جرمى مرتكب شده بود و عمر گفت : اى پيامبر خدا ! اجازه بده گردنش را بزنم ، فرمود : آهسته‌تر اى پسر خطاب ! او در نبرد بدر شركت داشته است ، و چه مىدانى شايد خدا اهل بدر را در سايهء رحمتش داشته باشد . آنگاه فرمود : هرطور مىخواهيد رفتار كنيد ، من از شما درمىگذرم . « 1 » جالب اينكه دارودستهء عثمان حديثى ساخته‌اند تا او را جزو مجاهدان بدر قلمداد كنند ، زيرا همهء مردم در فضيلت مجاهدان بدر اتفاق نظر دارند .

--> ( 1 ) . احكام القرآن : 3 / 535 .