الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
4
الغدير ( فارسى )
ابن كثير مطلب را به اين عبارت آورده است : در موقع بيمارى ، عثمان به ديدنش آمد و پرسيد : از چه ناراحتى ؟ گفت : از گناهانم . پرسيد : چه مىخواهى ؟ گفت : رحمت پروردگارم را . پرسيد : نمىخواهى طبيبى به بالينت بياورم ؟ گفت : طبيب مرا بيمار ساخته است . پرسيد : نمىخواهى دستور بدهم حقوقت را از خزانه بپردازند ؟ - و دو سال مىشد كه آن را قطع كرده بود - جواب داد : احتياجى به آن ندارم . گفت : بعد از تو براى دخترانت مىماند . گفت : تو از اين نگرانى كه دخترانم فقير و نيازمند شوند ؟ من به دخترانم دستور دادهام كه هرشب سورهء واقعه را بخوانند و از پيامبر خدا شنيدهام كه هركس هرشب سورهء واقعه را بخواند ، هرگز تنگدست نخواهد شد . « 1 » بلاذرى مىگويد : وصّى عبد اللّه بن مسعود در مورد دارائى و فرزندانش زبير بود كه پس از وفات ابن مسعود با عثمان دربارهء مستمرىاش صحبت كرد تا دستور داد آن را به فرزندانش بپردازند . ابن مسعود وصيت كرده بود كه عمار ياسر بر او نماز بگزارد . عدهاى معتقدند كه عمار وصى ابن مسعود بوده است ، لكن وصى بودن زبير ثابتتر است . بلاذرى روايت ديگرى به اين مضمون آورده : عثمان در بيمارى ابن مسعود به خانهاش آمد . هريك براى ديگرى دعا و طلب آمرزش كردند . وقتى عثمان از در بيرون مىرفت ، يكى از حضار با اشاره به او ، گفت : ريختن خونش حلال است . ابن مسعود گفت : تيرى كه به طرف عثمان پرتاب مىكنيم ، اگر به او اصابت نكند ، هرچند به اندازهء كوه احد طلا عايدم شود ، باز خوشحال نخواهم بود . حاكم و ابو عمر و ابن كثير مىنويسند : ابن مسعود ، زبير بن عوام را وصى خود ساخت . به همين جهت ، گفته مىشود كه زبير بر وى نماز گزارده و شبانه در بقيع دفنش كرده است ، بدون اينكه عثمان خبردار شود . بعد عثمان در اين مورد زبير را ملامت كرده است . گفتهاند كه عثمان بر او نماز گزارده ، و نيز گفتهاند كه عمار نماز خوانده است . « 2 » ابن ابى الحديد اين روايت را آورده كه در آخرين لحظات زندگى گفت : چه كسى
--> ( 1 ) . تاريخ ابن كثير : 7 / 163 ( 2 ) . المستدرك : 3 / 313 ؛ الاستيعاب : 1 / 373 ؛ تاريخ ابن كثير : 7 / 163 .