الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

99

الغدير ( فارسى )

احمد فريد رفاعى در كتاب خود چنين مىنويسد : لكن ما وضع ديگرى داريم ، و كسى از ما نمىخواهد نظرمان را دربارهء عثمان اظهار داريم ، زيرا مسلّم است كه او صحابى بزرگى بوده و در جمع قرآن و غير قرآن اثر جاودانى داشته است ، و دينش دين پرگذشت و آسانگيرى بوده است و دين هرگز مردم را موظف نمىكند كه همه‌شان به زندگى دنيا از دريچهء زهد و سخت‌گذرانى بنگرند و زندگى دنيا را با زهد و پارسايى بگذرانند . همچنين از ما خواسته نشده كه ضعف حكومت عثمان را اثبات كنيم ، بلكه تنها چيزى كه از ما مىخواهند ، اين است كه حوادث را به اختصار بيان كنيم . ما در ترتيب ذكر اين حوادث و بررسى و تعيين آثار آنها به مواردى برمىخوريم كه امكان مىدهد به اين موضوع هم اشاره‌اى بكنيم . « 1 » آنگاه از تاريخ يعقوبى انتقاداتى را كه به عثمان مىشده نقل كرده و پس از بحث دربارهء آن به روايتى رسيده كه ابن اثير از تاريخ طبرى آورده است ، روايتى كه طبرى از قول سرى كذّاب ، از شعيب مجهول و ناشناس ، از سيف مطرود و مردود و متهم به زندقه ، آورده است با روايتى از قول موجوداتى شبيه آنها . علاوه بر اينها ، بسيارى تاريخهاى ديگر هست كه در قديم نوشته شده يا در عصر ما ، و همه را جنايتكارانى نوشته‌اند كه هيچ بر دين و دانش ترحّم ننموده و هرچه از ظلم و بيداد توانسته‌اند بر آن روا داشته‌اند . شايد آنچه در اين كتاب نوشته‌ايم ، گرچه جز اندكى از بسيار نيست ، براى شناساندن جنبه‌هاى گوناگون روحيهء عثمان و بهره‌اش از علم و تقوا و چگونگى آراء و اخلاقش كفايت كند . و اينها چيزهايى است كه معاصران و معاشرانش ديده و وصف كرده و درباره‌اش همداستانند ، حتى رفتار و موضع‌گيرى واحدى نسبت به او داشته‌اند . در اينجا نمونه‌هايى از اظهارنظر و رفتار و موضع كسانى را كه معاصر و معاشر و شاهد عثمان بوده‌اند ، مىآوريم :

--> ( 1 ) . عصر مأمون : 1 / 5 .