الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

88

الغدير ( فارسى )

برايش گوش و چشم و پوست و گوشت و استخوان قرار مىدهد « 1 » ؛ با خدايش در اين صفات شريك نيست ، خداست كه آفريننده و تصوير كننده است و اوست كه در رحم‌ها هرطور كه بخواهد تصوير مىكند . نيز فرشته‌اى كه خدا به رحم مىفرستد تا روزى و اجل و رفتار و مصايب و آنچه را كه مربوط به خير و شر و سعادت و شقاوت جنين است ، بنويسد و آنگاه روح را در او بدمد « 2 » ، شريك خدا نخواهد بود ، تنها خداست كه در سلطنت شريكى ندارد و همه‌چيز را آفريده و تقدير فرموده است . و نيز فرشتهء مرگ با آنكه طبق نصّ قرآن [ بگو : فرشتهء مرگ كه بر شما گماشته شده است ، جانهايتان را مىگيرد « 3 » ] جانها را مىگيرد ، امّا از آنجا كه در اصل « خداى تعالى جانها را به هنگام مردن مىستاند » « 4 » ، درست اين است كه گرفتن جانها تنها به خدا اختصاص داشته باشد و ميراننده او باشد و فرشتهء مرگ به هيچ وجه شريك او نباشد . در

--> ( 1 ) . مسلم ، در صحيح خود ، ابن اثير در جامع الاصول ، و ابن الديبع در تيسير الوصول : 4 / 40 از حذيفه مرفوعا از رسول خدا آورده‌اند : وقتى كه چهل و دو شب بر نطفه در رحم گذشت ، خداوند فرشته‌اى را مىفرستد تا آن را تصوير كند و گوش و چشم و پوست و گوشت و استخوانش را بيافريند . آنگاه عرض مىكند : خدايا نر باشد يا ماده ؟ خدا آنچه را كه مىخواهد ، حكم مىكند و فرشته مىنويسد ، سپس فرشته با همان نوشته بيرون مىآيد و بعد از اين چيزى بر آن زياد و كم نخواهد شد . در حديث ديگرى ابن الديبع در تيسير الوصول : 4 / 40 در اين‌باره چنين آورده است : هنگامى كه مضغه به مرحله‌اى رسد كه مىبايد به شكل آدمى درآيد ، خدا فرشته‌اى مىفرستد تا او را تصوير كند ، پس او مقدارى خاك در آن داخل مىكند و آن را مىآميزد و چنان كه به او دستور داده شده ، تصويرش مىكند ، آنگاه عرض مىكند : آيا مىبايد او نر باشد يا ماده ؟ شقى باشد يا سعيد ؟ عمر ، روزى و مصايبش چه مقدار باشد ؟ خداوند دستور مىدهد و او هم اطاعت مىكند و مىنويسد . ( 2 ) . ابن مسعود از رسول خدا آورده است : هنگامى كه نطفه چهل روز در رحم ماند ، تبديل به علقه مىشود و پس از چهل روز ديگر تبديل به مضغه مىشود ، آنگاه خداوند فرشته‌اى با چهار جمله در مورد : روزى ، اجل ، رفتار و سعادت و شقاوتش مىفرستد تا آنها را بنويسد ، پس روح را در او مىدمد . اين روايت را بخارى در باب ذكر ملائكه در صحيح خود و مسلم و ديگر صاحبان صحاح ، مگر نسائى نقل كرده‌اند . همچنين احمد در مسند : 1 / 374 ، 414 ، 430 و ابو داود در مسند : 5 / 38 و ابن اثير در جامع الاصول و ابن الديبع در تيسير الوصول : 4 / 39 آن را آورده‌اند . ( 3 ) . سجدة 32 / 11 . ( 4 ) . زمر 39 / 42 .