الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
87
الغدير ( فارسى )
و از قول پيامبرش نقل مىكند : لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ « 1 » : اگر علم غيب داشتم ، بر نفع و خيرم مىافزودم . با اين تفصيلى كه دربارهء علم بيان كرديم ، دانسته مىشود كه تعارضى ميان ادلهء كتاب و سنت در اين مسئله از لحاظ نفى و اثبات وجود ندارد ، بلكه هركدام از ادلهء نفى و اثبات به ناحيهء خاصى توجه دارد . آنچه را كه در مورد علم غيب در بعضى از ادله نفى شده ، غير آن است كه در بعضى ديگر اثبات شده است ، و بر عكس . در بعضى از نصوص رسيده از طريق اهل بيت ، اشاره به اين دو جهت شده است ، مانند بيان حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام در جواب يحيى بن عبد اللّه بن حسن كه عرض كرد : قربانت گردم ، مردم خيال مىكنند كه شما علم غيب داريد ؟ امام در جوابش فرمود : سبحان اللّه دستت را روى سرم بگذار ، به خدا قسم تمام موهاى سر و بدنم راست شده است . آنگاه فرمود : نه ، به خدا قسم كه اين جز ميراثى از رسول خدا نيست . « 2 » همچنين است ديگر صفات پروردگار كه با نظير همان صفات در آفريدهها از لحاظ اطلاق و تقييد فرق مىكند ، مثلا اگر عيسى عليه السّلام تمام مردهها را به اذن خدا زنده مىكرد يا از گل به جاى پرنده ، انسان دانايى به اذن خدا مىساخت ، چنان كه در قرآن مجيد آمده است : از گل براى شما همانند پرنده مىسازم ، آنگاه در آن مىدمم و به اذن خدا پرنده مىشود « 3 » ، نمىتوان گفت كه عيسى در صفت زندهكردن مرده و آفريدن شريك خدا شده است ، چه صاحب اختيار و زنده كننده و ميراننده تنها خداست و ديگرى با فرمان او چنين كارى انجام مىدهد . بنابراين ، صفت او مطلق است و صفت ديگران محدود . همچنين فرشتهاى كه در رحمها طفل را چنان كه خدا مىخواهد ، تصوير مىكند و
--> ( 1 ) . اعراف 7 / 188 . ( 2 ) . شيخ مفيد اين حديث را در مجلس سوم از امالى خود نقل كرده است . ( 3 ) . آل عمران 3 / 49 .