الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

85

الغدير ( فارسى )

و رسولان ] را تعليم دهد ، چنان كه هيچ مانعى در اينكه خداوند به كسى مقدارى از علم ظاهرىاش را عطا كند ، تا ابراهيم‌وار ملكوت آسمانها و زمين را ببيند ، وجود ندارد . در اين گونه موارد ، هيچگاه تصور اينكه بنده با خدا شريك در علم غيب و يا علم ظاهرى است ، گرچه در هرمرحله‌اى از آن قرار داشته باشد ، نمىرود . ميان آنها فرق بسيار زيادى است ، زيرا قيود امكانى بشرى در علم او همواره ملحوظ است ، خواه متعلق علمش غيب يا آشكار باشد و نمىشود او را از اين قيدها جدا نمود . اما علم الهى به غيب يا آشكار با قيود يكتايى مخصوص به ذات واجب احد اقدس همراه است . همچنين است علم فرشتگان نسبت به خدا ، يعنى هرگاه خدا مثلا به اسرافيل اذن بدهد كه از طريق مطالعه در لوح محفوظ كه در آن بنيان همه چيز هست به اسرار آفرينش آگاهى حاصل كند ، به هيچ وجه با خدا شريك در علم غيب نخواهد بود و از اين راه شرك لازم نخواهد آمد . بنابراين ، اصلا مقايسه ميان علم ذاتى مطلق و علم عرضى محدود و سنجش علمى كه چگونگى نمىپذيرد و زمان و مكان ندارد با علم محدود و مقيد ، و علم ازلى و ابدى با علم حادث و موقت ، و علم اصيل با علم اكتسابى غلط است ، چنان كه علم پيامبران را با دانش ديگر افراد بشر مقايسه نتوان كرد ، زيرا با وجود اشتراك در امكان پيدايش علم ، اختلاف در روشها و ديگر خصوصيّات آن دو را از هم متمايز و جدا مىسازد ، حتى نمىشود ميان علم مجتهد و علم مقلد در مورد احكام شرعى ، اگر چه مقلد به همهء آنها احاطه داشته باشد ، مقايسه نمود ، زيرا راه تحصيل آن دو با هم فرق زياد دارد . علم غيب مخصوص خداست با توجه به مطالب ياد شده ، علم غيب ذاتى و مطلق بدون آنكه مقيد به كمّ و كيف باشد ، مانند علم به آشكار به همين طريق مخصوص خدا و از صفات ذاتى اوست ، نه هر