الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
78
الغدير ( فارسى )
او در صفحهء « ب » از همان كتاب مىنويسد كه در كافى نصوص ديگرى نيز در اينباره موجود است . آنگاه چنين مىگويد : چگونه امامان با خدا در علم غيب شريكند ، در صورتى كه همهء مسلمانان مىدانند كه پيامبران و رسولان در اين صفت با خدا شريك نمىباشند و نصوص كتاب و سنت و گفتار پيشوايان مذهب ، دربارهء اين كه جز خدا كسى علم غيب نمىداند ، به قدرى است كه نمىشود همهء آنها را در يك كتاب گرد آورد . حقيقت علم غيب علم غيب يا آگاهى بر چيزهايى كه بيرون از ديد و حواس ظاهرى ما قرار دارند ، خواه مربوط به حوادث كنونى و يا آينده باشد ، حقيقتى است كه همانند آگاهى بر امور ظاهرى ، براى تمام افراد بشر ممكن و مقدور است . هرگاه كسى از حوادث كنونى و يا آينده كه فعلا قابل رؤيت نيستند ، تنها از رهگذر دانايى كه از سرچشمهء غيب و شهادت خبر مىدهد ، آگاهى حاصل كند و يا از طريق دانش و خرد مطلع گردد ، چنين علمى نيز از علم غيب به شمار مىرود و هيچ مانعى در طريق تحقق آن وجود ندارد . مثلا مؤمنان بيشتر باورهايشان از قبيل ايمان به خدا و فرشتگان و كتابهاى آسمانى و پيامبران و روز قيامت و بهشت و جهنم و لقاء اللّه و زندگى پس از مرگ و برانگيخته شدن و نشور و نفخ صور و حساب و حوريان و قصرهاى بهشتى و چيزهايى كه در روز رستاخيز به وقوع واقع مىپيوندد و هرچه را كه مؤمن باور دارد و تصديق مىكند ، همگى جزو علوم غيب به شمار مىآيد و در قرآن كريم نيز از آنها تعبير به غيب شده است : الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ « 1 » : كسانى كه به غيب ايمان دارند . الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ « 2 » : كسانى كه از خدايشان در نهان مىترسند .
--> ( 1 ) . بقرة 2 / 3 . ( 2 ) . انبياء 21 / 49 .