الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
67
الغدير ( فارسى )
آنگاه به سينهاش توجه كرد و گفت : شما چه مىگوييد ؟ بعد جواب سؤال را داد . از او پرسيدم : به چه جهت به طرف راست و چپ توجه كردى ؟ پاسخ داد : جواب سؤالت را نمىدانستم ، از دو فرشته كه در دو طرفم قرار داشتند پرسيدم ، آنان نيز نمىدانستند ، آنگاه از دلم پرسيدم آنطور كه پاسخ دادم ، به من خبر داد . بنابراين ، دل من از دو فرشته داناتر است . غزالى اضافه مىكند : گويا همين ، معنى اين حديث است . انسان جستجوگر در كتب تراجم افرادى را مىيابد كه فرشتگان با آنان سخن گفتهاند ، از قبيل : عمران بن حصين خزاعى ( م 52 ) كه دربارهاش نوشتهاند : فرشتگان حفاظت كننده را مىديده و با آنها سخن مىگفته تا اينكه داغ كرده شد . « 1 » ابن كثير در تاريخ خود آورده است كه فرشتگان بر او سلام مىكردند تا آنكه داغ كرده شد . در اين وقت سلامشان قطع گرديد ، آنگاه چند لحظه قبل از مرگ ، دوباره نزد او آمدند و به او سلام گفتند . « 2 » ابن عماد حنبلى گويد : او سلام فرشتگان را مىشنيد تا آنكه با آتش سوخت و ديگر به مدت يك سال سلامشان را نشنيد ، آنگاه خداوند به او لطف فرمود و دوباره اين نعمت را بر او ارزانى داشت . « 3 » حافظ عراقى و ابو الحجاج مزى در تهذيب الكمال جريان سلام گفتن فرشتگان را به او نقل كردهاند . « 4 » ابن سعد و ابن جوزى و ابن حجر گفتهاند كه فرشتگان با او مصافحه مىكردند . « 5 » از جمله كسانى كه فرشتگان با آنان سخن گفتهاند ، ابو المعالى صالح ( م 427 ) است . ابن جوزى و ابن كثير نقل كردهاند كه ابو المعالى در ماه رمضانى گرفتار بيچارگى شديدى شد و تصميم گرفت پيش يكى از بستگانش برود تا مقدارى قرض بگيرد . نامبرده گويد : همين كه داشتم مىرفتم ، پرندهاى روى شانهام نشست و گفت : اى ابو المعالى ، من فلان
--> ( 1 ) . الاستيعاب : 2 / 455 ؛ الاصابة : 3 / 26 . ( 2 ) . البداية و النهاية : 8 / 60 . ( 3 ) . شذرات الذهب : 1 / 58 . ( 4 ) . طرح التثريب : 1 / 90 ؛ خلاصة تهذيب الكمال 250 . ( 5 ) . صفة الصفوة : 1 / 283 ؛ تهذيب التهذيب : 8 / 126 .