الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

66

الغدير ( فارسى )

اين امر بىنظير دانسته و پيامبر پنداشته است ، از اين روست كه با لفظ اگر و با ترديد آورده است . قاضى گفته است : نظير اين تعليق در دلالت‌كردن بر تأكيد و اختصاص اين گفته است : اگر برايم دوستى باشد او زيد است . گوينده نمىخواهد در صداقت او ابراز ترديد كند ، بلكه مىخواهد به طور مبالغه‌آميز بگويد كه صداقت مختص به اوست و از او تجاوز نمىكند . قرطبى مىگويد : اينكه در روايت آمده است : اگر در امتم كسى باشد . . . ، دليل بر اين است كه چنين فردى بسيار كم است و اينكه هركسى گمانش صائب باشد جزو محدّثون نيست ، زيرا چه بسيارى از علما و مردم عوام هستند كه داراى حدس صائبى مىباشند و در آن صورت ، خصوصيتى در خبر عمر نخواهد بود . گرچه پيامبر اكرم به طور قاطع از محدّث بودن عمر خبر نداده است ، اما قرائن قطعى زيادى تحقق آن را تثبيت مىكند ، از قبيل : داستان يا ساريه ، كوه ، كوه ! و گفتار رسول خدا دربارهء عمر بدين مضمون : خدا حق را بر زبان و قلب عمر قرار داده است . « 1 » ابن حجر گفته است : بعد از صدر اسلام ، افراد « محدّث » زياد بودند و فلسفهء آن هم برترى امّت اسلامى بر ديگر امم است و چون در بنى اسرائيل پيامبران بسيارى برانگيخته شدند ، چندان نيازى به محدّث نبود ، اما از آنجا كه پيامبر ما خاتم انبياست و امكان نداشت پيامبرى بعد از او برانگيخته شود ، از اين رو در عوض آن ، محدّثون در اين امت زياد پيدا شدند . نكتهء قابل توجه غزالى مىگويد : عارفى گفت : از يكى از ابدال دربارهء بعضى از مقامات نفس پرسيدم ، او به طرف راست و چپش نگريست و گفت : خدا شما را رحمت كند ، چه مىگوييد ؟

--> ( 1 ) . واقعيت و سيرهء عمر محتواى اين خبر را تصديق نمىكند ، بلكه تاريخ صحيح و سيرهء عمر كه در صفحات كتب ضبط است ، آن را تكذيب مىنمايد .