الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
211
الغدير ( فارسى )
2 - ابو الدرداء گفته است : بلال مؤذن پيامبر اكرم ، رسول خدا را در خواب ديد كه به او فرمود : اين چه جفايى است اى بلال ؟ آيا وقت آن نرسيده است كه ما را زيارت كنى ؟ او با اندوه بيدار شد و با ترس سوار مركوبش گرديد و به سوى مدينه حركت نمود . وقتى كه كنار قبر رسول خدا قرار گرفت ، شروع به گريه كرد و صورتش را بر آن مىماليد . در اين هنگام حسن و حسين آمدند و بلال آن دو را بغل كرد و بوسيد . حافظ ابن عساكر اين روايت را در دو موضع : در شرح حال ابراهيم بن محمد انصارى و در شرح حال بلال آورده است ، منتها تهذيب كنندهء كتاب ، در موضع اول اسناد را حذف كرده و متن را باقى گذاشته است و در موضع دوم به طور كلى آن را حذف كرده و با اين عملش هم به حديث و هم به كتاب جفا نموده است . « 1 » حافظ ابو محمد عبد الغنى مقدسى در الكمال در شرح حال بلال ، و ابو الحجاج مزّى در التهذيب ، و سبكى در شفاء السقام آن را روايت كردهاند و سبكى گفته است : اين مطلب به اسناد نيكو براى ما نقل شده و حاجتى به توجه به دو سندى كه ابن عساكر حديث را بدان وسيله براى ما نقل كرده است ، نداريم ، اگر چه رجال آن دو نيز معروف و مشهورند . « 2 » اين خبر را ابن اثير آورده « 3 » و سمهودى ذكر كرده و گفته است : سندش نيكوست . « 4 » قسطلانى در المواهب اللدنية و خالدى « 5 » و حمزاوى « 6 » نيز آن را نقل كردهاند . 3 - على عليه السّلام فرموده است : پس از سه روز از دفن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اعرابىاى بر ما وارد شد و خود را بر قبر رسول خدا افكند و خاك بر سر خود مىريخت و مىگفت : اى رسول خدا ، گفتى و گفتارت را شنيديم ، از خدا حقايق را گرفتى و ما هم از شما گرفتيم و از آنچه كه بر تو نازل شده ، اين آيه است : اگر آنان هنگامى كه بر خود ستم كردند ، نزد تو
--> - حجر در الفتاوى الفقهية : 2 / 18 ، و خطيب شربينى در السراج المنير : 1 / 349 ، و قسطلانى در ارشاد السارى : 2 / 390 آن دو بيت شعر را از فاطمه عليها السّلام مىدانند . ( 1 ) . تاريخ الشام : 2 / 256 ؛ شفاء السقام 39 ، 40 . ( 2 ) . شفاء السقام 39 . ( 3 ) . ر ك : اسد الغابة : 1 / 208 . ( 4 ) . وفاء الوفاء : 2 / 408 ، 443 . ( 5 ) . ر ك : صلح الاخوان 57 . ( 6 ) . ر ك : مشارق الانوار 57 .