الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

208

الغدير ( فارسى )

كلام الهى وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ « 1 » را نشنيده است ؟ زرقانى گويد : شايد مرادش طعنه به اين تيميه باشد . « 2 » در اين‌باره عدهء زيادى از ناقلان حديث و بزرگان اهل سنت به طور وسيع و همه جانبه بحث كرده و گفته‌اند : توسل به پيامبر در هرحال ، چه قبل از خلقتش و چه بعد از آن ، در مدت حياتش در دنيا و بعد از مرگش در عالم برزخ و پس از برانگيخته شدن در عرصات قيامت و بهشت جايز است ، و آن را به سه نوع تقسيم كرده‌اند : 1 - طلب حاجت از خدا به وسيلهء او يا به آبرويش يا به خاطر بركتش . البته ، گفته‌اند كه توسل به اين معنى در همهء حالات ياد شده جايز است . 2 - توسل به او به معنى طلب دعا از او كه گفته‌اند اين نيز در همهء حالات ياد شده جايز است . 3 - حاجت را از خود پيامبر اكرم خواستن ، به اين معنى كه او قادر است از خدا بخواهد و شفاعت كند و خواسته‌اش برآورده شود كه از نظر معنى برگشت به قول دوم خواهد كرد . نهايت آنكه عبارات متفاوت است و از اين قسم شمرده‌اند اين عبارت را : از تو مىخواهم كه همنشين تو در بهشت باشم ، و گفتهء عثمان بن ابى العاص را كه گفت : از كند ذهنىام در حفظ قرآن ، نزد رسول خدا شكايت كردم ، فرمود : نزديك بيا عثمان ، نزديك رفتم و دست مبارك را روى سينه‌ام نهاد و گفت : اى شيطان ، از سينه‌اش خارج شو ؛ بعد از اين هرچه را شنيدم ، در حافظه‌ام ماند . سبكى در شفاء السقام گفته است : آثار در اين مورد نيز زياد است ، تا آنجا كه مىگويد : در ناميدن آن به توسل يا تشفع يا استغاثه يا تجوّه يا توجّه مانعى نيست ، زيرا همهء آنها به يك معنى است . نمىتوانيم همهء آنچه را كه در مورد توسل به پيامبر اكرم ، از گفتار بزرگان مذاهب چهارگانه در مناسك و غير آن آمده و ما از آنها آگاهى يافته‌ايم ، براى خوانندهء محترم نقل كنيم ، زيرا خود نيازمند تأليف كتاب جداگانه‌اى است و عدهء زيادى در آن باره به طور

--> ( 1 ) . نساء 4 / 64 . ( 2 ) . شرح المواهب اللدنيّة : 8 / 317 .