الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
184
الغدير ( فارسى )
هنگامى كه خواستم از مكه خارج شوم ، قاسم بن غسان گفت : به تو حاجتى دارم و آن اينكه وقتى كنار قبر رسول خدا رفتى ، سلامم را به حضرتش برسان . همين كه پايم را به مسجد مدينه گذاشتم ، به ياد او افتادم . « 1 » عبد الحق بن محمد صقلى مالكى ( م 466 ) در تهذيب الطالب گفته است : در بعضى از مسائلى كه از شيخ ابو محمد بن ابى زيد سؤال شده بود ، از او دربارهء مردى كه اجير شده بود تا با اجرتى حج استيجارى انجام دهد ، و شرط كرده بودند كه زيارت قبر پيامبر اكرم را نيز انجام دهد و اتفاقا در اثر مانعى آن سال نتوانست به آن شرط وفا كرده ، زيارت را نيز انجام دهد ، پرسيدند ، او در جواب گفته بود : از اجرت به مقدار مسافت زيارت برگرداند . عبد الحق گفته است : يكى ديگر از شيوخ ما گفته كه بايد برگردد و به عنوان نيابت زيارت كند . سپس افزوده است : اگر استيجار او براى حج مخصوص به سال معينى بوده ، به مقدار زيارت از اجرتش كم مىشود ، و اگر استيجارش براى حج به عنوان ضمان در ذمه بوده ، بايد برگردد و زيارت نمايد و با اين تفصيل هردو نقل با هم يكسان خواهد بود . شافعىها گفتهاند : استيجار و جعاله اگر بر دعا در كنار قبر پيامبر اكرم يا ابلاغ سلام واقع شده باشند ، شكى نيست كه جايز است ، چنان كه عمر بن عبد العزيز انجام داده است و اگر در مورد زيارت باشد ، صحيح نيست ، چون زيارت عمل مضبوطى نيست . « 2 » ابو عبد اللّه عبيد اللّه بن محمد عكبرى حنبلى مشهور به ابن بطه ( م 387 ) در كتاب الابانة گفته است : كفايت مىكند ترا از لحاظ دلالت بر اجماع مسلمانان و اتفاقشان بر دفن ابو بكر و عمر با پيامبر اكرم اينكه هرعالمى از علماى مسلمانان و فقيهى از فقهايشان كتابى در مناسك نوشته و آن را به فصول و ابواب مختلف تقسيم نموده و مسائل مربوطه را در آنها نگاشته است . آنگاه زيارت قبر پيامبر اكرم را ذكر مىكند و چگونگى آن را چنين توصيف مىكند : كنار قبر مىآيى و آن را روبروى خويش و قبله را پشت سرت قرار مىدهى .
--> ( 1 ) . شفاء السقام 41 . ( 2 ) . همان 50 .