الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

142

الغدير ( فارسى )

او در مقدمهء كتابش گفته است : اما بعد ، از من خواستى رواياتى را كه ائمهء حديث نقل كرده‌اند ، برايت گرد آورم ، رواياتى كه كسى آنها را مورد طعن قرار نداده و همگى به نظرم صحيح هستند . از اين رو ، دربارهء درخواستت انديشه كردم و گروهى از ائمهء حديث را يافتم كه زحمت‌ها در اين مورد كشيده‌اند . من تمام رواياتشان را اخذ كردم و بيش از آنچه كه نقل كرده‌اند ، حفظ نمودم و با اقتدا به آنها درخواستت را اجابت كردم و آن را به شكل ابواب مختلف كه مسلمانان به آنها احتياج دارند ، درآوردم . نخستين كسى كه در صدد جمع‌آورى احاديث صحيح برآمده ، بخارى است و بعد از او مسلم و ابو داود و نسايى . آنچه را كه آنها نقل كرده بودند ، مورد بررسى قرار دادم و ديدم كه آنان در اين كار واقعا كوشش كرده‌اند . بنابراين ، آنچه كه در اين كتاب به طور اجمال آورده‌ام ، احاديث صحيح مورد اتفاق است و آنچه را كه بعد از اين ذكر كرده‌ام ، از احاديثى است كه بعضى ديگر از ائمهء حديث كه نامشان را بردم ، آورده‌اند . بعد دليلشان را در قبول آنچه كه آورده‌اند ، نقل كردم و آن را به آنها نسبت دادم ، نه ديگران . آنچه را هم كه بعضى از اهل حديث به تنهايى نقل كرده‌اند ، ذكر كردم و دليلش را نيز بيان نمودم . در هرصورت ، توفيق از ناحيهء خداست . 2 - حافظ ابو القاسم طبرانى ( م 360 ) كه آن را در المعجم الكبير خود آورده است . 3 - حافظ ابو بكر محمد بن ابراهيم مقرى اصفهانى ( م 381 ) در معجم خود . 4 - حافظ ابو الحسن دارقطنى ( م 385 ) در امالىاش . 5 - حافظ ابو نعيم اصفهانى ( م 402 ) . 6 - قاضى ابو الحسن على بن حسن خلعى شافعى ( م 492 ) ، صاحب الفوائد . 7 - حجة الاسلام ابو حامد غزالى شافعى ( م 505 ) در احياء العلوم : 1 / 246 . 8 - حافظ ابن عساكر ( م 571 ) ، صاحب تاريخ الشام . 9 - حافظ ابو الحجاج يوسف بن خليل دمشقى ( م 648 ) . 10 - حافظ يحيى بن على قرشى اموى مالكى ( م 662 ) .