الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
97
الغدير ( فارسى )
جنيد سرش را پايين انداخت و آنگاه سر برداشت و گفت : اسلام بياور كه اينك وقت آن است ، او نيز مسلمان شد . « 1 » از ابو الحسن شاذلى ( م 656 ) حكايت شده كه گفت : اگر دهنهء شريعت بر دهانم نهاده نشده بود ، هرآينه از حوادثى كه تا روز قيامت واقع خواهد شد ، به شما خبر مىدادم . « 2 » شگفتآورتر از همهء اينها ، ادعاى آن مرد سنى است كه مىگويد : لوح محفوظ را مىبيند و محتواى آن را مىخواند و آن همه ادعاهاى بزرگ را از آن اخذ مىكند و در زمرهء فضايل مىآورد و به صورت حقايق غير قابل انكار در كتبشان نقل مىشود . ابن عماد در شرح زندگانى مولا محيى الدين محمد بن مصطفى قوجوى حنفى ( م 950 ) صاحب الحواشى على تفسير البيضاوى و كتب ديگر مىنويسد : او مىگفت كه هرگاه در فهم آيهاى از قرآن شك داشتم ، به خدا توجه مىكردم ، سينهام به قدر دنيا باز مىشد و در آن دو ماه طلوع مىكرد كه نمىدانستم آنها چه هستند ، آنگاه نورى پديد مىآمد كه بدان وسيله لوح محفوظ را مىديدم و معنى آن آيه را از آن استخراج مىكردم . « 3 » همو در شرح زندگانى مولا بخشى رومى حنفى ( م 931 ) مىنويسد : او به سوى ديار عرب كوچ و از دانشمندانشان دانشها اخذ كرد و يد طولايى در فقه و تفسير پيدا كرد ، تا آنجا كه مىگويد : چه بسا مىگفت : لوح محفوظ را ديدم كه چنين و چنان در آن نوشته بود و هرگز خلاف آن در نيامد . « 4 » يافعى مىگويد : شيخ جاكير ( م 590 ) مىگفت : با كسى عهدى نبستم ، مگر آنكه اسمش را در لوح محفوظ جزو مريدانم يافته بودم . « 5 » همو مىگويد : ابن صباغ ، ابو الحسن على بن حميد ( م 612 ) با كسى همنشين نمىشد ، مگر آنكه اسمش را در لوح محفوظ جزو اصحابش مىديد . « 6 »
--> ( 1 ) . تاريخ ابن كثير : 11 / 114 . ( 2 ) . شذرات الذهب : 5 / 279 . ( 3 ) . همان : 8 / 286 . ( 4 ) . همان : 8 / 178 . ( 5 ) . مرآة الجنان : 3 / 471 . ( 6 ) . همان : 4 / 25 ؛ شذرات الذهب : 5 / 52 .