الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
93
الغدير ( فارسى )
نخستين شهيد از ياران رسول خداست . او چنان كه گفته بود ، به شهادت رسيد . « 1 » خطيب بغدادى از ابو الحسين مالكى آورده كه گفت : با بهترين بافندهها ، يعنى محمد بن اسماعيل ، ساليان زيادى مصاحب بودم و از او كرامات زيادى ديدم و از آن جمله اين بود كه هشت روز قبل از وفاتش به من گفت : من غروب روز پنجشنبه مىميرم و در روز جمعه پيش از نماز دفن مىشوم . به زودى آن را فراموش خواهى كرد ، اما فراموشش نكن . ابو الحسين مىگويد : اين جريان را تا روز جمعه فراموش كردم ، در آن روز كسى به من رسيد و گفت : او مرده است ؛ رفتم تا در تشييع جنازهاش شركت كنم ، ديدم مردم دارند مىآيند ، پرسيدم : چرا برمىگردند ؟ گفتند : بعد از نماز دفن خواهد شد . من به حرف آنها اعتنا نكردم و رفتم ببينم چه مىشود ؟ دريافتم همانطور كه او گفته بود ، پيش از نماز دفنش نمودند . « 2 » قطرهاى از دريا در طى كتاب تاريخ و فرهنگ بزرگان اهل سنت ، قضاياى زيادى دربارهء بسيارى از مردم يافت مىشود كه آنها را برايشان فضيلت و كرامت به حساب آوردهاند و آن قضايا مربوط به علم غيب و آگاهى آنان از مكنونات خاطر ديگران است و هيچ كدام از آنان حتى قصيمى و پيروانش آن قضايا را شرك ندانستهاند ، در صورتى كه امثال همان قضايا در مورد امامان شيعه ، آنان را به بررسى و تكلف و بيهودهگويى وادار نموده است . اينك گوشهاى از آن قضايا را ذيلا مىآوريم : 1 - ابو عمرو بن علوان مىگويد : روزى به خاطر حاجتى به بازار رحبه رفتم ، جنازهاى را ديدم و دنبالش به راه افتادم تا بر آن نماز بخوانم . آنقدر و ماندم تا مرده را دفن كردند . در اين هنگام بدون تعمد چشمم به زن روبازى افتاد و ميل كردم كه او را همچنان نگاه كنم ، اما منصرف شدم و استغفار كردم ، تا آنجا كه مىگويد : در دلم افتاد كه شيخت جنيد را زيارت كن . به سوى بغداد حركت كردم و هنگامى كه نزديك حجرهاش رسيدم ، در
--> ( 1 ) . المستدرك : 3 / 203 . ( 2 ) . تاريخ بغداد ؛ 2 / 49 ؛ المنتظم ، ابن جوزى : 6 / 274 .