الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
89
الغدير ( فارسى )
و در واقع اعتقاد زيديه را از خود نفى مىكند ، به اين شعر او توجه فرماييد : - سرور من محمد است و وصىاش على و دو پسر پاكشان و سالار عابدان . - و محمد باقر و فرزند او جعفر صادق و آن كه با موسى بن عمران همنام است . - و على كه در خاك طوس خفته ، بعد محمد و آنگاه على كه مسموم شد و بعد رهبرمان . - حسن و بعد از او به امامت قائم آل محمد معتقدم كه در كمين ستمكاران است . و يا شعر ديگرش : - به بركت محمد و على و دو پسرشان و زين العابدين و باقر و صادق و كاظم . - بعد رضا ، بعد محمد ، سپس فرزندش و عسكرى پرهيزكار و قائم آل محمد . - اميدوارم كه در روز رستاخيز ، رستگار شده به نعيم بهشت و اصل گردم . و يا اين دو بيت : - پيامبر حق و وصى او ، با دو سرور آزادگان بهشت ، بعد زين العابدين و باقر و صادق . - و موسى و رضا و دو فاضل كه به بركت آنان چشم طمع به بهشت جاويد دوختهام . و در اين رجز خود گفته است : - اى زائرى كه عازم مشاهد مشرفه گشتى و كوه و صحرا درنوشتى . - درود مرا بر رسول خدا نثار كن ، درودى كه با گذشت روزگاران كهنه نگردد . - و چون به كوفه بازگشتى ، همان تربت پاك معروف . - در بهترين جايگاه نجف ، به مهتر عالميان ابو الحسن درود فرست . - و مجددا بازگرد به مدينه و در بقيع ، بر امام مجتبى سلام گوى . - و در كربلا ، صحراى طف عنان بازگير و سلام مرا با بهترين تحيات هديه كن . - به خدمت آن خفتهء در خاك ، حسين كه سالار شهيدان است . - و باز در پهنهء بقيع پهلوگير كه تربتى شريف و والاست . - در آنجا زين العابدين چراغ تابان و باقر شكافندهء علم و جعفر صادق به خاك اندرند . - سلام مرا به آنان برسان ، سلامى پيوسته كه طنين آن دشت و دمن را پر سازد . - و بعد در بغداد پهلو بگير و بر پاكيزه نهاد موسى ، سلام مرا نثار كن . - و با عجله به طوس رو ، ولى آرامدل و سلام و تحيت مرا به ابو الحسن تقديم كن .