الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

75

الغدير ( فارسى )

ع - او بر خلق جهان حجت خداست ، هركه او را دشمن گيرد ، شقى و بدبخت خواهد بود . - آرى من با دوستى حسن به آرزوهايم رسيدم كه والاترين مقام را حائز گشته است . - و با دوستى حسين ، آن پسنديده‌اى كه در ميدان مكارم همهء افتخارات را صاحب گشت . - در اين خاندان هرچه بنگرى ، جز ستارهء رخشان چيزى به چشم نمىخورد كه بالا رفته و بر طاق فلك نشسته است . - خاندانى ويژه كه جهانى در حمايت آنان قرار گرفته است . - گروه متجاوز ، با ارتكاب آنهمه عناد و لجاجت ، چه افتخارى مىجست ؟ - سبط اكبر را با زهر به خاك كردند و اين بس نبود ؟ - با تعرض به جستجوى حسين پرداختند و با او به پيكار برآمدند و او هم پيكار كرد . - او را از نوشيدن شربتى آب ، مانع شدند ، با آنكه پرندگان سيراب بودند . - او جان خود را بر سر اين پيكار گذاشت ، كاش جان من قربانى او گشته بود . - دخترش فرياد مىزد : اى پدر ! و خواهرش در سوك برادر مىناليد . - اگر احمد مختار مىديد كه به روزگار او و خاندانش چه رسيده است ؟ - شكايت به سوى خدا مىبرد ، و البته شكايت برده است . « 1 » در مناقب ابن شهر آشوب و مناقب خوارزمى 233 قصيده‌اى از صاحب ياد شده كه در شمارهء ابيات اختلاف دارد و ما هردو روايت را به هم پيوست مىكنيم : - على عالىقدر مانند ندارد ، نه به آن خدايى كه جز او خدايى نيست . - سيرهء او همان سيرهء رسول است كه تو هم آن را مىشناسى و پسران او - اگر پاى فخر در ميان باشد - پسران رسولند . - على بر پايه‌اى از شرف نايل گشته است كه وهم و پندار بدان نخواهد رسيد . - اى صبح ، به يادبود حديث كسا ، در شرح مفاخر على سستى نورز كه روز مباهله صبحگاهان على در زير كسا قرار گرفت .

--> ( 1 ) . برخى ابيات در اعيان الشيعة ثبت نشده است .