الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
56
الغدير ( فارسى )
فرا ياد داد و همواره تحريص مىكرد كه حديث بياموزند و بنويسند . ابن مردويه آورده است كه او خود از زبان صاحب شنيد كه مىگفت : هركه حديث ننويسد ، شيرينى اسلام را احساس نخواهد كرد . چون در مجلس حديث ، براى املا و ديكته حاضر مىشد ، جماعت انبوهى به استماع مىنشستند و ناچار هفت نفر بلندگوى صدا به صدا حديث را به گوش آخرين قسمت اجتماع مىرساندند . از اينرو ، محدثان زيادى از او استماع حديث كرده و احاديث نخبهء فراوانى را نوشتهاند ، از جمله : قاضى عبد الجبار ، شيخ عبد القاهر جرجانى ، ابو بكر ، ابن المقرى قاضى ابو طيب طبرى ، ابو بكر ، ابن على ذكوانى و ابو الفضل ، محمد بن محمد بن ابراهيم نسوى شافعى كه هريك استوانهء حديث و كلام به شمار مىروند . علاوه بر اين ، نبوغ علمى و مهارت او در فنون ادب تا آنجا شهرت يافت و مورد گواهى حاضران و غايبان قرار گرفت كه شيخ بهاء الدين عاملى در رسالهء غسل الرجلين و مسحهما او را از علماى شيعه دانسته و در شمار ثقة الاسلام كلينى ، شيخ صدوق ، شيخ مفيد ، شيخ طوسى و شهيد و امثال آنان آورده است ؛ علامه مجلسى اول در حواشى نقد الرجال به عنوان افقه الفقهاء از او ياد كرده و در جاى ديگر از رؤساى اهل حديث و كلامش شناخته است ، و شيخ حر عاملى در امل الآمل او را با عناوين محقق ، متكلم والامقام و گرانقدر در علم ستوده است . از طرف ديگر ، ثعالبى در كتابش فقه اللغة ، صاحب را از پيشوايانى شمرده كه سخندانى و سخنسنجى آنان سند و گواه استنباط ادبى و از هرجهت مورد اعتماد بوده است ، مانند ليث ، خليل ، سيبويه ، خلف احمر ، ثعلب احمثى ، ابن كلبى ، ابن دريد ؛ و به همين جهت ، انبارى او را از علماى لغت دانسته و براى او در كتاب طبقات الادباء النحاة فصلى باز كرده است ؛ سيوطى در بغية الوعاة كه در طبقات لغويان و نحويان به رشتهء تحريرش درآورده ، از او ياد كرده است ، و علامه مجلسى در پيشگفتار بحار الانوار ، به عنوان پرچمدار علم لغت و عروض و عربيت در صفوف اماميه معرفى كرده است . ابن جوزى مىنويسد : صاحب با دانشمندان و اديبان مراوده داشت و بدانها مىگفت :