الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
49
الغدير ( فارسى )
- باكى نيست كه در كدام سرزمين ، خداوندگارم فرمان مرگ دهد . - و از اينكه در كدام نقطهء زمين پهلو بر خاك نهم و كسى آرامگاهم را منفور دارد و از آن دورى گزيند ، هرگز بيمى ندارم . - گواهى مىدهم كه خدايى جز آن خداى يگانه نيست و فرمان او راست . - و اينكه محمد برگزيده ، پيامبر اوست و على برادرش . - و فاطمه ، دختر رسول پاك و پاكيزهء از ارجاس است ، همان رسول كه ما را به دين حق رهبرى كرد . - و دو فرزند گرامىاش كه سروران منند . خوشا بر آن بنده كه آن دو سرورشان باشند . وى در همين راستا گويد : - اى كه با من به نزاع و ستيز برخاستهاى ، هرچه در قوه دارى بيار كه من به دوستى آل محمد درآويختهام . - آن پاكان و پاكنهادان و هدايتگرانى كه هم خود پاكنژادند و هم هركه آنان را دوست بدارد . - خود را بدانها بستم و از دشمنانشان بريدم ؛ تو بىپدر ، هرچه خواهى ، ملامت كن : كم يا زياد . - آنها چون اختران ، مهار زمين و مايهء آرامش آنند و هم كشتيهاى نجات غريق ، اين را از حديث مسند مىگويم . اين قطعه نيز از سرودههاى مذهبى شاعر است : - مهترشان گفت : چه نظر مىدهيد و با چه وسيله مىتوان امر آشكار خلافت را مردود شناخت ؟ - شنيديد كه چگونه با سخن رسا خلافت على را تبليغ و بدان سفارش كرد ؟ - گفتند : چارهء آن بر ما دشوار است و نظرى كه مىدهيم قطعى نيست . - اين كار را هم با ساير امور قياس گيريد و بدقت مطالعه كنيد ، بدين وسيله به زندگانى عالى دست خواهيد يافت . - بعد از مرگش ، به زودى آن را به شورا مىنهيم ، خواه نصيب قبيلهء تيم شود يا قبيلهء عدى .