الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
44
الغدير ( فارسى )
- آيا اين سخن راست و حديث مشهور را وانهم كه در روز غدير خم احمد مصطفى به خطابه برخاست و فرمود : - آيا من سرور شما نيستم ؟ على هم مانند من سرور شماست ، پس او را دوست گيريد . من آنچه واجب بود ، ادا كردم . و اين شعر نيز از اوست : - روز غدير براى دوستان على عيد است و ناصبيان شرافت آن را منكرند . - روزى كه در سپهر برين به عنوان « عهد معهود » جشن گرفته شود . - و جشن روى زمين نمونهاى از جشن آسمانى است ، اگر زورگويان سر به اطاعت نهند و حسودان از اخلالگرى دست كشند . شاعر را بشناسيم ابو عبد اللّه ، حسين بن داود كردى بشنوى ، چنان كه ابن شهر آشوب در معالم العلماء مىنويسد ، از شعرايى است كه علنا به ستايش و ثناى اهل بيت زبان گشوده و نداى ولايت در داده است . گواه اين شهامت او ، اشعار فراوان و مشهورى است كه از جمله در سراسر كتاب المناقب ابن شهر آشوب پراكنده است . در اين صورت ، بايد بشنوى را از پرچمداران ميدان بلاغت و فصاحت و يكى از شعراى بزرگ اماميه قلمداد كرد كه براى نشر ادب و فضيلت به پا خاسته است . از جمله اشعارى كه گواه مذهب اوست ، اين دو بيت است : - به پروردگارم سوگند كه بعد از رسول مختار ، به دامن دوازده جانشين او چنگ زدهام . - زندگى خود را وقف آن خاندان پاك كردهام كه از ميان خاندانهاى قريش هواخواه دينند . اين شعر نيز بيانگر تشيع اوست : - اى كسى كه به نادانى منصب خلافت را از ابو الحسن باز مىگردانى ، دروازهء شهر ، به روى جاهلان گشوده نخواهد گشت . - آن هم شهر علم كه دانشطلبان از ورود بدان شهر ناگزيرند . آرى مسئوليت متوجه دانشوران است .