الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

524

الغدير ( فارسى )

بهارى بود . - اگر دامنهء سخن گسترش يابد ، خدا را شكر كه من شرمسار ايشان نباشم . - راه نجاتند و رستگارى ، هم به دنيا و هم در آخرت ، و مهرشان نيز اساس دين و كردار است . - پرتو هدايت ، مشعل تاريكى و باران رحمت به هنگام خشكسالىاند . - سرورانى كه از نور خدايى سرشته شده باشند ، هرگز تاريكى نگيرند . - به خدا سوگند كه از مهر آنان دست نكشم ، مادام كه بر پهنهء زمين گام نهم . شاعر صاحب ترجمه ، به خاطر انشاى همين قصيده همراه جمعى كه متهم به توطئه بودند ، مقتول شد . گفته‌اند : جماعتى عليه صلاح الدين با فرنگيان مكاتبه مىكردند تا با كمك آنان فرزند عاضد را بر تخت بنشانند ، اما در ميان اين جماعت يك سپاهى غير مصرى بود كه نزد صلاح الدين شد و او را از ماجراى توطئه آگاه كرد . صلاح الدين همه را حاضر كرد و چون اعتراف كردند ، دستور داد بر چوبه دارشان بكشند . روز شنبهء ماه رمضان سال 599 در قاهره ، همه را بر دار كشيدند و روز توقيفشان يكشنبه 23 ماه شعبان بود . همراه فقيه عماره ، قاضى القضاة ابو القاسم هبة اللّه بن عبد اللّه بن كامل هم مصلوب شد و ابن عبد القوى رئيس مبلغان خلافت فاطمى هم كه بر گنجينه‌هاى قصر خلافت واقف بود ، مورد شكنجه قرار گرفت تا محل آن را برملا كند ، اما امتناع كرد و جان بر سر اين كار گذاشت ، و گنجينه‌ها تباه شد . از جملهء مصلوبان مىتوان از عويرس ناظر دفتر ، شبريا دبير اسرار ، عبد الصمد منشى يكى از امراى مصر ، نجاح حمامى و منجم نصرانى نام برد كه توطئه‌گران را تشويق مىكرد كه موفق شده كارشان به سامان مىرسد . صفدى در الغيث المنسجم گويد : بعيد نمىنمايد كه قاضى فاضل ، در هلاكت عماره سعايت كرده باشد ، زيرا صلاح الدين دربارهء عماره با او مشورت كرد و قاضى گفت : تبعيد شود . صلاح الدين گفت : ممكن است پنهانى بازگردد ، قاضى گفت : تنبيه و تأديب شود .