الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
495
الغدير ( فارسى )
- از اينرو ، حسن و ملاحت از سيمايش مىبارد ، و نيز از پس و پيش و از چپ و راست . - چنان ظريف و لطيف كه اگر خواهد بر سر پا خيزد ، ترسم ميان باريكش در هم شكند . عماد كاتب در شرح حال شاعر گويد در تشيع راه افراط مىپيمود و در عين حال ، مردى پرهيزكار ، اديب ، اديبپرور و در تعصب دينى پيشوا و مقدم بود . كهنسال شد و از حد پيرى به فرتوتى پيوست و ديدگانش بىنور و وجودش چون عدم گشت . سالهاى عمرش از نود گذشته بود كه آخرين ديدار من و او در بغداد ، محلهء صالح به سال 562 اتفاق افتاد . درست همين است كه آخرين ديدار عماد كاتب با شاعر ما ابن مكى ، در سال 562 اتفاق افتاد ، و اين همان سال است كه عماد كاتب از بغداد خارج شد و ديگر بدان ديار بازنگشت تا سرانجام ، در سال 597 دار فانى را وداع گفت ! در اين صورت ، تاريخ 592 كه از عماد كاتب نقل شده ، نادرست و تصحيف واضحى است كه ابن شاكر كتبى و فريد وجدى دچار آن شدهاند . « 1 » شگفتآورتر آنكه همين تاريخ 592 به عنوان سال وفات ابن مكى ، شاعر صاحب ترجمه ، ياد شده ، « 2 » با آنكه تاريخ آخرين ملاقات او با عماد كاتب است ، نه تاريخ وفات او ؛ تازه رقم صحيح آن 562 است ، نه 592 . در اين صورت ، تاريخ وفات شاعر ، همان سال 565 خواهد بود كه ياقوت حموى ياد كرده است و اينكه مىبينيم عماد كاتب ، نام شاعر را در فرهنگ خود ثبت نموده ، گواه بر اين است كه نبايد در سال 592 فوت كرده باشد ، زيرا اين فرهنگ ويژهء شعرايى است كه بعد از شروع قرن پنجم و فقط تا سال 572 زندگى داشتهاند ، چنان كه ابن خلكان بدان تصريح كرده است . « 3 » عماد الدين كاتب گويد : خواهرزادهء شاعر ، عمر واسطى صفار ، در بغداد مىگفت : خالويم سعيد بن مكى در ضمن سخنى چنين سروده است :
--> ( 1 ) . ر ك : فوات الوفيات : 1 / 169 ؛ دائرة المعارف : 10 / 440 . ( 2 ) . ر ك : شذرات الذهب : 4 / 309 ؛ اعيان الشيعة : 1 / 595 . ( 3 ) . ر ك : وفيات الاعيان : 2 / 190 .