الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

487

الغدير ( فارسى )

طاقت آرد . در اين قصيده گويد : - جانب جليس شتافتم و از گروهى كه حرمت همسايگان نگاه ندارند ، رخ برتافتم . - از همت بو المعالى مدد گرفتم ، آنكه تاج عظمت كمترين عطايش باشد . - چون مقام رفيعش را ستودم ، دشمنان دانستند كه زمانه‌اش حامى و ياور باشد . و از جمله اين قصيده : - سرانگشت عطايم عزم كرد كه بر ابر آسمان دست يازد ، اما ابر جود و عطايش بر آسمان خيمه برافراشت . قاضى جليس را عارضه‌اى رخ داد كه از حضور در پيشگاه ملك صالح طلايع بن رزيك محروم ماند و فقيه عماره چنين سرود : - اى آزادهء صاحب معالى ! به معالى و آزادگى سوگند ، سوگندى استوار و مبرور . - كه دست روزگار با همهء زادگانش از احراز مقام رفيعت كوتاه ماند . - در آن مجلسى كه تو باشى ، مرتبه‌ات و الا و مقامت صدر مجلس باشد . - در بزم ملك حاضر گشتيم و از آن‌رو كه غايب بودى ، انس و الفتى در سيماى مجلس نبود . - گويا بستر خاك ، از آب باران محروم گشته ، نه ، بلكه جانها از روح روان دور مانده است . - آسمان ادب تاريك شد ، ماه تابانش تو بودى ؛ آرى ، در شب ديجور ، ماه تابان پيدا نباشد . « 1 » عماد اصفهانى در خريدة القصر به شرح حال او پرداخته و فضل و درايت او را ستوده است . ابن كثير هم در تاريخ خود : 12 / 251 و ابن شاكر در فوات الوفيات : 1 / 278 مقام و منزلت او را در شعر و احساس ياد كرده‌اند . ابن شاكر گويد : همراه موفق بن خلال متصدى دفتر انشا و دبيرى فائز باللّه بود ، و از چكامه‌هاى اوست : - شگفت آرم كه تيغهء شمشير و ناوك سنان ، در دست سلحشوران اين قوم ، به عادت زنا در خون نشيند ، با اينكه در شمار زنان نباشد .

--> ( 1 ) . النكت العصرية 252 .