الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

462

الغدير ( فارسى )

و در آخر قصيده گويد : - در سروده‌هايم گرچه من در مدح و ثنا زبانى كوتاه دارم ، اما قصيدهء دعبل را استقبال نموده‌ام . سيد على خان مدنى گويد : از صنعت بديع « استثنا » كه از آن لطيف‌تر گوش كسى درنيافته ، سرودهء ملك صالح ، طلايع است . امير ابن سنان را كه متولى و كارگزار او بود ، بپرداخت مالى وافر جريمه كرد و چون از عهده برنيامد ، توقيف شد و از زندان نامه‌اى به ملك نوشت و حق خدمت قديم و توافق در مذهب تشيع را ياد كرد . ملك صالح در پاسخ او نگاشت : - ابن سنان به من تهمت رفض بست ، تا به نام دين و مذهب ، گنجينهء اموال خود پاس دارد . - از مذهب رفض بيزارم ، جز به پاسدارى او ؛ از عداوت اهل بيت هم نادم و پشيمانم ، جز بر كين او . ميزان جريمه شصت هزار دينار طلا بود ، دوازده هزار دينار آن را استيفا نمود و بقيه را بر او بخشيد . « 1 » ملك صالح به فرمانرواى روم ، قليچ ارسلان بن مسعود ، در مورد تفاخرى كه ميان او و نور الدين محمود بن زنگى وجود داشت ، چنين نگاشت : - مىگويم ، اما كيست كه بفهمد ، و راه صواب را با آنكه تيره باشد ، بازشناسد ؟ - نه هركه شدايد زندگى را بيازمايد ، به كارهاى شايسته‌تر توفيق يابد . - هيچ‌كس پاينده و برقرار نيست و احدى از فرمان قضا گريز ندارد . - آيا رواست پس از سالها گير و دار كه دشمن تلخى جنگ و جدال را چشيد ، بدين اميد كه با هم كنار آييد ، راه مراوده و گفتگوى صلح باز كنيد ؟ - آيا پرهيزكارى نيست كه تنها خدا را به ياد آرد ؟ آيا در جمع شما مسلمانى يافت نشود ؟ - بياييد تا يار همدگر باشيم ، باشد كه خداى عزيز دين ما را يارى دهد . - بياييد با عزمى راسخ سوى دشمن تاخت آريم و بلاد آنان را پى سپر سم ستور سازيم .

--> ( 1 ) . انوار الربيع 312 .