الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
459
الغدير ( فارسى )
در ستايش امير مؤمنان و فرزندان گرامىاش گويد : - با مهر على بر دوش اختران برشدم و دامنكشان بر سر ابر و كوهساران گام درگذاشتم . - پيشواى من على است كه با نامش بر دشمن بدخواه ، پيروز و غالب شدم . - پيشوايان بر حق اگر در تاريكى شب گام زنند ، خورشيد رخسارشان چراغ راه باشد . - به يمن وجودشان آرزوى آرزومندان رواست و توبهء نادمان مقبول درگاه خداست . و اين قطعه را دربارهء زهد على امير مؤمنان سروده : - اوست كه دنيا را طلاق گفت ، با آنكه چون عروسى طناز به جلوهگرى آمد . - مشكلات علم و دانش را حل نمود ، با آنكه از دسترس افكار هوشمندان خارج بود . و در حق عترت پاك پيامبر گويد : - خاندان پيامبر ، خيمه و خرگاه عظمت بر سما افراشتهاند . - مسكينى به سؤال برخاست ، از پس او يتيمى درمانده ، آنگاه اسيرى در بند گرفتار . - رستاخيزشان به ياد آمد ، با هول و هراسى عظيم و چهرهاى كريه و مصيبتبار . - نان خود ايثار كردند و خدايشان از هراس رستاخيز امان بخشيد . - در بهشت عدن جاى كنند ، آنجا كه نه تابش خورشيد باشد ، نه سوز زمهرير . - پسران خوشسيما در گوشه و كنار به خدمت شتابانند ، گويا مرواريد غلتان نثار كرده باشند . - جامهء حرير بر تن كنند ، سبز و نازك . - اين است پاداش پروردگار ، شكرانهء تلاش در خدمت ، و ثبات و پايدارى در ناملايمات . و در همين معنى گويد « 1 » : - نيكان از جام شرابى سرمست شوند كه با كافور پالوده باشند . - خداى مهيمن به خاطرشان چشمهاى برآورد كه چون دست يازند ، بر جوش و خروش بيفزايد . - رهبرى فرمود تا به نذر خود وفا كردند . كيست كه چو آنان وفاى به نذر نمايد . - از هنگامهء رستاخيزشان بيم باشد كه شعلههاى آن زبانه كشد .
--> ( 1 ) . احاديث وارد شده در اين معنى گذشت . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 3 / 106 - 111 ، 169 ، 243 .